تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
( 1 )

عرباض بن سارية سلمى

كنيه‌اش ابو نجيح بوده است . محمد بن سعد مىگويد از قول ابو مغيرة حمصى برايم نقل كردند كه ابو بكر بن عبد الله بن ابى مريم ، از قول حبيب بن عبيد مىگفته است عرباض بن ساريه مىگفته است * چه مىشد كه مردم نمىگفتند ابو نجيح چه كرد و مقصودش از ابو نجيح خودش بود .

ابو حصين سلمى

محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن ابى يحيى اسلمى ، از عمر بن حكم بن ثوبان ، از جابر بن عبد الله نقل مىكند كه مىگفته است * ابو حصين سلمى مقدارى طلا از معدن ناحيهء خودشان آورد و وامى را كه رسول خدا ( ص ) براى او تعهد فرموده بودند پرداخت و به اندازهء تخم كبوترى باقى ماند ، آن را به حضور پيامبر آورد و گفت : اين را به هر گونه كه خداوند براى شما مقرر فرموده و به هر نحو كه صلاح مىدانيد مصرف فرماييد . گويد ، ابو حصين براى آنكه آن زر را به پيامبر ( ص ) بدهد از سوى راست ايشان آمد و پيامبر ( ص ) چهرهء خويش را از او برگرداند ، او از سمت چپ آمد همچنان پيامبر ( ص ) چهره برگرداندند . سپس از رو به رو آمد پيامبر ( ص ) سر به زير افكندند و چون اصرار كرد پيامبر آن را از دست او گرفتند و چنان به سوى او رها كردند كه اگر به پايش مىخورد پى آن را قطع مىكرد . آن گاه پيامبر ( ص ) روى به او كردند و فرمودند : برخى از شما اموال خود را صدقه مىدهد و سپس مىنشيند و از مردم چيزى مطالبه مىكند ، صدقه را بايد در حال توانگرى پرداخت و نخست از كسانى كه عائله تو هستند شروع كن .

از خاندان اشجع بن ريث بن غطفان بن سعد بن قيس عيلان بن مضر

نعيم بن مسعود بن عامر

ابن انيف بن ثعلبة بن قنفذ بن خلاوة بن سبيع بن بكر بن اشجع . واقدى از عبد الله بن عاصم اشجعى ، از پدرش نقل مىكند كه نعيم بن مسعود مىگفته است * من مكرر پيش كعب بن اسد در بنى قريظه مىرفتم و پيش آنان مىماندم و از شراب
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 252 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد