تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
( 1 ) پهلوى ناقه روان است چيست ؟ گفت : من نفهميده‌ام شتر را بخوابان . من شتر را خواباندم و او پايش را از ركاب بيرون آورد و پايش به سبب لزج بودن خون به ركاب چسبيده بود و گفت : نفهميدم چه شده است . سليمان بن حرب از هاد بن زيد ، از ايوب نقل مىكند كه مىگفته است * به نافع گفتم : آغاز بيمارى ابن عمر كه منجر به مرگش شد چه بود ؟ گفت : زبانهء محمل ميان دو انگشت پايش رفت و اين در ازدحام مردم به هنگام رمى جمرات بود و بيمار شد . حجاج براى عيادتش آمد . همين كه وارد خانه شد و ابن عمر او را ديد ، چشم برهم نهاد . حجاج شروع به سخن گفتن كرد و ابن عمر پاسخ نداد ، حجاج پرسيد چه كسى چنين كرد . به چه كسى گمان مىبرى و ابن عمر همچنان پاسخ نداد . حجاج بيرون آمد و گفت : مثل اينكه اين شخص معتقد است كه من بر همان حال نخست ام يا مرا در اين كار دست بوده است . فضل بن دكين از عبد العزيز بن سياه ، از حبيب بن ابى ثابت نقل مىكند كه مىگفته است * به من خبر رسيده كه ابن عمر در بيمارى مرگ خود مىگفته است : بر هيچ چيز دنيا اندوه نمىخورم جز اينكه با گروه سركش جنگ نكردم . سليمان بن حرب از شعبه ، از عبد العزيز بن ابى رواد ، از نافع نقل مىكند * ابن عمر وصيت كرد مردى او را غسل دهد و آن مرد نخست مشگ بر بدن او ماليد . محمد بن عمر واقدى از خالد بن ابى بكر ، از سالم نقل مىكند * ابن عمر در مكه درگذشت و او را در فخّ [ 1 ] دفن كردند و اين در سال هفتاد و چهارم هجرى بود و ابن عمر به هنگام مرگ هشتاد و چهار ساله بود . فضل بن دكين نقل مىكرد * عبد الله بن عمر در سال هفتاد و سه درگذشته است . محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن نافع ، از پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * سر نيزه يكى از ياران حجاج به پاى ابن عمر خورد و محل زخم چركين شد و چون حاجيان از مكه رفتند زخم ابن عمر دهان گشود و بدتر شد . گويد : چون او را فرود آوردند و بسترى شد ، حجاج براى عيادتش آمد و گفت : اى ابو عبد الرحمان سرنيزهء چه كسى به پاى تو خورد ؟ گفت : تو مرا كشتى . حجاج گفت : به چه سبب ؟ گفت : تو بودى كه فرمان دادى در حرم خدا اسلحه با خود آورند و سرنيزهء يكى از همراهان تو به من اصابت كرد ، و چون
هامش
[ 1 ] . براى اطلاع در مورد فخّ كه از نواحى حومهء مكه است و مقبرة مهاجران به بحث مستوفاى ابو الوليد از رقى در اخبار مكه ، ج 2 ، چاپ مكه ، و به ترجمه آن مراجعه فرماييد - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 168 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد