( 1 ) شد سخت ناراحت شدم و گفتم چگونه در مورد فرمان رسول خدا ( ص ) بگو مگو مىكردم آن هم در مورد كارى كه او از من به آن داناتر بود و با خود مىگفتم مقصودم خيرخواهى براى خدا و رسولش بود . عمر همچنين مىگويد : حكم بن كيسان مسلمان شد و اسلامى نيكو و پسنديده داشت و در راه خدا جهاد مىكرد و در جنگ بئر معونه شهيد شد و پيامبر ( ص ) از او خشنود بودند و او وارد بهشت شد .
واقدى مىگويد محمد بن عبد الله ، از زهرى نقل مىكند * حكم بن كيسان به پيامبر ( ص ) گفت : اسلام چيست ؟ فرمود : خداوند يكتا را كه شريك ندارد پرستش كنى و گواهى دهى كه محمد بنده و رسول اوست . گفت : همانا مسلمان شدم . پيامبر ( ص ) به اصحاب خود نگاه كرد و فرمود : اگر چند لحظه پيش سخن شما را پذيرفته و او را كشته بودم وارد آتش مىشد .
از خاندان عدىّ بن كعب
نعيم نحّام بن عبد الله بن اسيد
ابن عبد عوف بن عبيد بن عويج بن عدى بن كعب . مادرش دختر ابى حرب بن خلف بن صداد بن عبد الله از خاندان عدى بن كعب است . نعيم پسرى به نام ابراهيم داشته است كه مادرش زينب دختر حنظلة بن قسامة بن قيس بن عبيد بن طريف بن مالك بن جدعان بن ذهل بن رومان از قبيلهء طى است . دخترى هم به نام امة داشته است كه مادرش عاتكه دختر حذيفة بن غانم است و به همسرى نعمان بن عدى بن نضله در آمده و براى او فرزند آورده است .
واقدى از يعقوب بن عمر ، از نافع عدوى ، از ابو بكر بن عبد الله بن ابى جهم عدوى نقل مىكند كه مىگفته است * نعيم بن عبد الله پس از آنكه ده تن مسلمان شده بودند ، مسلمان شد و اسلام خود را پوشيده مىداشت . چون پيامبر ( ص ) فرموده بودند : به هنگام معراج وارد بهشت شدم و صداى سرفه نعيم را شنيدم او ملقب به نحّام ( سرفه كننده ) شد . نعيم در مكه چون داراى شرف و بزرگوارى بود همواره خويشاوندانش بر گرد او بودند و چون مسلمانان به مدينه هجرت كردند او خواست هجرت كند ، قوم به او در آويختند و گفتند : هر دينى را كه مىخواهى داشته باش و نزد خودمان مقيم باش و او تا سال ششم هجرت در مكه