تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
( 1 ) مىخورد و آن گاه عمر ظرف آب را از دست او مىگرفت و دهان خود را بر همان جاى ظرف مىنهاد كه او از آن جا آب نوشيده بود و از آن آب مىنوشيد . دانستم كه عمر اين كار را براى رضاى خدا انجام مىدهد تا بيمارى به او سرايت نكند . گويد : عمر از هر كس كه مىشنيد از طبّ اطلاع دارد براى معالجهء معيقيب استمداد و تقاضا مىكرد . دو مرد از يمن پيش عمر آمدند و از آنان پرسيد آيا راهى براى معالجه اين مرد صالح داريد ؟ كه اين بيمارى جذام با سرعت در او پيش مىرود . گفتند : امكان معالجه او فراهم نيست ، ولى مىتوانيم دواهايى بدهيم و علاجى كنيم كه بيمارى متوقف بماند و پيشروى نكند . عمر گفت : اين خود بسيار مهم است كه بيمارى در همين حال متوقف بماند . گفتند : آيا در سرزمين شما حنظل ( هندوانهء ابو جهل ) مىرويد ؟ گفت : آرى . گفتند : مقدارى براى ما فراهم كنيد . عمر دستور داد براى ايشان دو زنبيل بزرگ حنظل جمع كردند . آن دو نخست حنظلها را از ميانه دو نيمه كردند و سپس معيقيب را دراز كردند و هر يك از ايشان يك پاى او را در دست گرفتند و به كف هر يك از پاهاى او چندان حنظل ماليدند كه كاملًا ساييده شد و ما ديديم كف پاهاى او سبز پر رنگ شد . آن گاه او را رها كردند و به عمر گفتند : پس از اين ديگر هرگز بيمارى او پيشرفت نخواهد كرد . و به خدا سوگند پس از آن تا هنگام مرگ معيقيب بيمارى جذام او پيشروى نكرد . يعقوب بن ابراهيم بن سعد زهرى از پدرش ، از صالح بن كيسان نقل مىكند كه مىگفته است ، ابو زياد از قول خارجة بن زيد نقل مىكرد كه * عمر آنان را براى غذا دعوت كرده بود و معيقيب هم كه دچار جذام بود ، همراه ايشان بوده است . گويد : معيقيب هم با آنان شروع به غذا خوردن كرد ، عمر به او گفت : فقط از جلو خودت و نيمه ظرف كه سوى توست غذا بخورد و اگر كسى ديگر غير از تو گرفتار اين بيمارى بود ، با من در يك مجموعه غذا نمىخورد و ميان من و او به اندازه يك نيزه فاصله مىبود . واقدى از عبد الرحمن بن ابى زياد ، از پدرش ، از خارجة بن زيد نقل مىكرد * براى عمر سفره شام گستردند كه با مردم غذا بخورد . معيقيب بن ابى فاطمه دوسى كه از اصحاب پيامبر و مهاجران به حبشه بود ، آمد . عمر به او گفت : نزديك بيا و بنشين و به خدا سوگند اگر كس ديگرى غير از تو گرفتار جذام بود ، نزديكتر از فاصله يك نيزه با من نمىنشست . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] . ابن اثير در اسد الغابه ، ج 4 ، ص 403 ، ضمن بيان رواياتى از معيقيب مىگويد : برخى گفته‌اند در پايان خلافت عثمان و برخى گفته‌اند در سال چهلم و پايان خلافت حضرت على ( ع ) درگذشته است - م .