تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
( 1 )
فى جنّة الفردوس و اكتبها لنا * يا ذا الجلال و ذا العلا و السّودد
در بهشت برين . و اى دارندهء جلال و برترى و سرورى ، بهشت را نصيب ما كن
و اللّه أسمع ما حييت بها لك * إلّا بكيت على النّبىّ محمّد
به خدا سوگند تا زنده‌ام مرگ هر كس را كه بشنوم باز هم بر محمد پيامبر ( ص ) خواهم گريست
ضاقت بالأنصار البلاد فأصبحوا * سودا وجوههم كلون الاثمد
بر انصار همه سرزمينها تنگ شد و چهره‌هاشان از اندوه همچون سرمه سياه گشت
و لقد ولدناه و فينا قبره * و فضول نعمته بنا لا تجحد
آرى او از ما زاد [ اشاره به اينكه بستگان آمنه و عبد المطلّب از انصار بوده‌اند ] و مرقد او هم ميان ماست و نعمتها و بركات افزون او بر ما قابل انكار نيست
و اللّه أهداه لنا و هدى به * أنصاره فى كلّ ساعة مسهد
خداوند او را به ما هديه فرمود و به وسيلهء او انصارش را در هر جايگاه رهنمونى فرمود ( در ساعات سختى )
صلّى الإله و من يحفّ بعرشه * و الطّيّبون على المبارك أحمد
خداوند و فرشتگان گرد عرش و همه پاكان بر احمد فرخنده پى درود فرستند . همو گفت ابو عمرو شيبانى گويد * حسان بن ثابت رسول خدا ( ص ) را چنين مرثيه گفت : [ 1 ]
يا عين جودى بدمع منك إسبال * و لا تملّنّ من سحّ و إعوال
اى چشم من ، با اشك ريزان خود بگرى و از اشك ريختن و زارى كردن خسته مشو
لا ينفدا لى بعد اليوم دمعكما * إنّى مصابّ و إنّى لست بالسّالى
زين پس نبايد اشك شما پايان پذيرد كه من ماتمزده‌ام و تسكين نمىپذيرم
فإنّ منعكما من بعد اليوم بدلكما * إيّاى مثل الّذى قد غرّ بالال
اگر از گريه بمانيد و همراهيم نكنيد ، چون سراب‌زدگانم خواهد كرد
لكن أفيضى على صدرى بأربعة * إنّ الجوانح فيها هاجس صالى
اما چنين نباشد ، بلكه شما هر چار چشمهء خود را بر سينه‌ام بگشاييد كه اندرونم فروزنده است و سوزان
هامش
[ 1 ] . اين ابيات در ديوان حسّان نيست ، در نهاية الارب نويرى هم كه از طبقات بسيار استفاده كرده نيامده است . - م .