تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
( 1 ) نمىسازيم . معن بن عيسى از ابو ذئب ، از پدرش نقل مىكند كه به پيامبر ( ص ) گفته شد * مردمى از قبيلهء كنده تصور مىكنند شما از قبيلهء ايشانيد . پيامبر ( ص ) فرمود : اين موضوع را عباس بن عبد المطّلب و ابو سفيان بن حرب عنوان كردند تا در يمن محفوظ باشند و در امان ، پناه بر خدا كه مادران خود را به زنا نسبت دهيم يا بيهوده نسب خود را به كسى برسانيم ، ما فرزندان نضر بن كنانه‌ايم و هر كس چيز ديگرى غير از اين بگويد دروغ گفته است . عفّان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از عقيل بن طلحة ، از مسلم بن هيصم ، از اشعث بن قيس نقل مىكند كه مىگفته است * همراه نمايندگان كندة به حضور پيامبر ( ص ) رسيدم و آنها مىپنداشتند من فاضل‌تر ايشانم . من گفتم : اى رسول خدا ما تصور مىكنيم كه شما از قبيلهء ما هستيد . فرمود : ما فرزندان نضر بن كنانه‌ايم ، از لحاظ نسب پيرو مادران خود نيستيم و پدر خود را نفى نمىكنيم . اشعث بن قيس [ 1 ] مىگويد : پس از آن اگر مىشنيدم كسى مىگفت خاندان قريش از نضر بن كنانه نيستند او را تازيانه مىزدم . معن بن عيسى از ابو ذئب ، از شخص راست گفتارى ، از عمرو بن عاص نقل مىكرد كه پيامبر ( ص ) فرمود * من محمد ( ص ) پسر عبد اللّه‌ام ، و سپس يكى يكى نياكان خود را بر شمرد تا به نضر بن كنانه رسيد و گفت : هر كس جز اين بگويد دروغ مىگويد . يزيد بن هارون و عبد اللّه بن نمير از قول اسماعيل بن ابو خالد ، از قيس بن ابو حازم [ 2 ] نقل مىكردند كه مىگفته است * مردى به حضور رسول خدا آمد و ايستاد و از ترس مىلرزيد . پيامبر ( ص ) فرمود : آرام بگير و آسوده باش ، من پادشاه نيستم ، پسر زنى از قريشم كه گوشت در آفتاب خشك كرده مىخورد . هشيم بن بشير از حصين ، از ابو مالك نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به همهء خاندانهاى قريش منسوب بوده است و از خانواده‌هاى معروف قريش هيچ يك نبوده است كه نسب يكى از نياكان رسول خدا ( ص ) به آن نرسد و خداوند خطاب به آن حضرت
هامش
[ 1 ] . اشعث بن قيس كندى متولد 23 هجرى و در گذشته به سال 40 يا 42 هجرى ، پس از رحلت پيامبر ( ص ) مرتد شد و دوباره مسلمان گرديد ، رك : اسد الغابة ، ج 4 ، ص 98 . - م . [ 2 ] . قيس بن ابو حازم ، در گذشته به سال 77 يا 78 هجرى ، از تابعين است و درك محضر رسول خدا را نكرده است . رك : اسد الغابه ، ج 4 ، ص 211 . - م .