آنچه دربارهء صفت عمامهء رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم آمده است
- 1 -
( 1 ) محمد بن بشّار ، از عبد الرحمن بن مهدى ، از حماد بن سلمة . و محمود بن غيلان ، از وكيع ، از حمّاد بن سلمة ، از ابو الزبير ، از جابر بن عبد الله انصارى براى ما حديث كردند كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم روز فتح مكه در حالى كه عمامهء سياه بر سر داشت ، وارد مكه شد . « 1 »
- 2 -
( 2 ) ابن ابى عمر ، از سفيان بن عيينة ، از مساور ورّاق « 2 » ، از جعفر بن عمرو بن حريث ، از پدرش براى ما نقل كرد كه مىگفته است : بر سر پيامبر صلى اللّه عليه و سلم عمامهء سياه ديدم .
هامش
( 1 ) . محمد بن سعد هم در طبقات ( ترجمهء جلد اول صفحهء 452 ) همين روايت را از وكيع آورده است . شيخ على قارى در شرح اين حديث مىگويد : اين روايت يكى از دلايل جواز پوشيدن جامهء سياه است و از قول سيوطى نقل مىكند كه يكى از خليفگان عباسى چنين مىپنداشته است كه همين عمامه را رسول خدا ( ص ) به عموى خويش عباس بخشيده است و هم اكنون - قرن نهم هجرى - اين عمامه در مصر است و مىگويد پيامبر ( ص ) را عمامهاى بود كه سحاب نام داشت .
( 2 ) . مساور بن سوار بن عبد الحميد كوفى ، از شاعران و محدثان قرن دوم و درگذشته به حدود سال 150 هجرى است .
او نسخهنويس و صحاف بوده است . به الاعلام زركلى ، جلد 8 ، صفحهء 105 ، مراجعه فرماييد .