تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشمائل المحمدية ( شمائل النبي ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
سمره براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم را در شبى مهتابى و روشن ديدم كه حله‌اى سرخ بر تن داشت . من گاه به چهره او مىنگريستم و گاه به قرص ماه و همانا كه در نظر من او بسيار زيباتر از ماه بود . « 1 »

- 10 -

( 1 ) سفيان بن وكيع ، از حميد بن عبد الرحمن رؤاسى « 2 » ، از زهير « 3 » از ابو اسحاق ، براى ما نقل كرد كه مىگفته است : مردى از براء بن عازب پرسيد : آيا چهره رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم - در درخشش و زيبايى يا كشيدگى - چون شمشير بود ؟ گفت : نه كه چون ماه بود . « 4 »

- 11 -

( 2 ) ابو داود سليمان بن سلم مصاحفى « 5 » ، از نضر بن شميّل « 6 » ، از صالح بن ابى الاخضر « 7 » ، از ابن شهاب زهرى ، از ابو سلمة « 8 » ، از ابو هريره براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم چنان سپيد رخشانى بود كه گويى پيكرش سيمين است و موهايش نه مجعد و نه كاملا صاف بود بلكه چين و شكن اندكى داشت .
هامش
( 1 ) . شيخ على بن سلطان حنفى ، شارح شمائل ، در پى اين خبر نوشته است : حقيقت اين است كه هر نورى از نور محمد ( ص ) آفريده شده است . و در مورد آيه نور هم گفته شده است ، مقصود از « مثل نوره » يعنى نور محمد ( ص ) است ، بحرانى ( ره ) هم در تفسير برهان ذيل آيهء مذكور اين مطلب را از اختصاص مفيد ( ره ) نقل كرده است . ( 2 ) . منسوب به رواس كه نام يكى از نياكان اوست . ( 3 ) . ظاهرا منظور ، زهير بن محمد تميمى مروزى خراسانى است كه در گذشته به سال 162 هجرى است ، به شماره 2918 ميزان الاعتدال ذهبى مراجعه فرماييد . ( 4 ) . محمد بن سعد بن منيع در طبقات ، ترجمه به قلم اين بنده ، تهران ، نشر نو ، ( ج 1 ، ص 417 ) ، 1365 ش ، نخست اين خبر را از قول جابر بن سمره آورده است كه او گفت : نه كه چهره پيامبر ( ص ) چون ماه و خورشيد مدور بود و سپس همين خبر را هم در همان صفحه آورده است . ( 5 ) . از راويان مورد اعتماد كه به سبب اشتغال به نگارش قرآن يا فروش آن به مصاحفى مشهور شده است . ( 6 ) . نضر كه از اهالى بصره و ساكن مرو بوده است ، همان كسى است كه بيشتر به ابو الحسن مازنى نحوى معروف است . او مورد اعتماد بوده است و به شماره 9067 ميزان الاعتدال مراجعه شود . ( 7 ) . اين مرد از مردم شام و برده آزاد كردهء هشام بن عبد الملك است و هر چند ضعيف شمرده شده است ، ولى چهار تن از مؤلفان صحاح ، حديث او را نقل كرده‌اند . ( 8 ) . ابو سلمه ، پسر عبد الرحمن بن عوف است . نام او را به صورت عبد الله و ابراهيم نقل كرده‌اند .