عبيد الله بن عبد اللّه بن عتبة بن مسعود ، از ابن عباس براى ما نقل كرد كه مىگفته است :
پيامبر صلى اللّه عليه و سلم از همگان بخشندهتر و گرامىتر بود و در ماه رمضان از آغاز تا پايان ، بخشش آن حضرت به نقطه اوج مىرسيد و هرگاه كه در رمضان ، جبريل به حضورش مىآمد و قرآن را بر او عرضه مىداشت ، به هنگام ديدار با جبريل عليه السلام از بادهاى بارانزا بخشندهتر مىبود . « 1 »
- 12 -
( 1 ) قتيبة بن سعيد ، از جعفر بن سليمان ، از ثابت ، از انس بن مالك براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم چيزى براى فردا اندوخته نمىفرمود . « 2 »
- 13 -
( 2 ) هارون بن موسى بن ابى علقمه مدينى « 3 » از پدرش ، از هشام بن سعد ، از زيد بن اسلم ، از پدرش ، از عمر بن خطاب براى ما نقل كرد كه مىگفته است : مردى به حضور رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم آمد و استدعا كرد كه چيزى به او عنايت فرمايد . پيامبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود : اينك چيزى موجود ندارم ولى هر چه مىخواهى به حساب من خريدارى كن ، هرگاه مالى براى من برسد ، آن را پرداخت خواهم كرد . من - عمر بن خطاب - گفتم : اى رسول خدا آنچه بر عهده شما بود ، با سخن پسنديده - كه چيزى ندارى - و خداوند كارى را كه بر آن توانا نباشى ، بر تو تكليف نفرموده است . رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم را سخن عمر خوش نيامد . مردى از انصار گفت : اى رسول خدا ! انفاق فرماى و از پروردگار صاحب عرش بيم تنگدستى مدار . پيامبر صلى اللّه عليه و سلم لبخند زد و از سخن آن مرد انصارى گشادهرويى در چهرهاش آشكار شد و فرمود آرى ، من به اين كار فرمان داده شدهام . « 4 »
هامش
سال 245 هجرى است .
( 1 ) . اين حديث را با اندكى تفاوت ، بخارى و مسلم ، هر دو نقل كردهاند . به اللؤلؤ و المرجان ، جلد سوم صفحهء 100 مراجعه شود . محمد بن سعد هم اين حديث را در طبقات ( ترجمهء جلد اول ، صفحهء 373 ) و بيهقى در دلائل النبوة ( ترجمهء جلد اول ، صفحهء 158 ) آوردهاند .
( 2 ) . بيهقى هم در دلائل النبوة ( ترجمهء جلد اول ، صفحهء 164 ) همين روايت را از قول انس بن مالك آورده است .
( 3 ) . در برخى از نسخهها به جاى مدينى ، فروى آمده است . هارون به سال 252 هجرى درگذشته است و ذهبى او را صدوق دانسته است . به شماره 9175 ميزان الاعتدال مراجعه فرماييد .
( 4 ) . اين حديث را طبرسى در مكارم الاخلاق ، چاپ اعلمى بيروت ، صفحهء 18 به صورت مرسل از قول عمر بن خطاب