آنچه درباره تواضع رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم آمده است
- 1 -
( 1 ) احمد بن منيع و سعيد بن عبد الرحمن مخزومى « 1 » و تنى چند از ديگر مشايخ همگى براى ما از سفيان بن عيينة ، از زهرى ، از عبد الله ! ، از عبد الله بن عباس ، از عمر بن خطاب كه خداوند از همهشان خشنود باد ، روايت كردند كه مىگفته است ، پيامبر صلى اللّه عليه و سلم فرمودند : در ستودن من از اندازه تجاوز مكنيد ، آن چنان كه مسيحيان در مورد عيسى ( ع ) كردند . همانا كه من بنده خدايم ، درباره من بگوييد ، بنده و رسول خدا . « 2 »
- 2 -
( 2 ) على بن حجر ، از سويد بن عبد العزيز « 3 » ، از حميد ، از انس بن مالك براى ما روايت كرد كه مىگفته است : زنى كه چندان عاقل نبود به حضور پيامبر صلى اللّه عليه و سلم آمد و گفت : مرا با تو نيازى است . فرمود در هر راه مدينه كه مىخواهى بنشين تا من پيش تو آيم . « 4 »
هامش
( 1 ) . سعيد بن عبد الرحمن مخزومى ، از محدثان مكه و درگذشته به سال 249 هجرى و مورد اعتماد است . نسايى هم احاديث او را نقل كرده است .
( 2 ) . به نقل شيخ على قارى در شرح خود بر شمائل بخارى هم اين حديث را آورده است ، با اين تفاوت كه ابن عباس مىگفته است از عمر در حالى كه بر منبر بود شنيدم كه چنين مىگفت .
( 3 ) . سويد بن عبد العزيز همان ابو محمد دمشقى است كه نخست قاضى بعلبك و سپس نايب قضاى دمشق بوده است و به سال 194 هجرى درگذشته است . ذهبى درباره او نسبتا به تفصيل سخن گفته است . به ميزان الاعتدال ، جلد دوم ، صفحهء 251 مراجعه فرماييد .
( 4 ) . به نقل شيخ على قارى مسلم و بخارى هم اين حديث را آوردهاند و بخارى افزوده است كه آن زن از قبيله انصار بوده است . بيهقى در دلائل النبوة ( ترجمهء جلد اول ، صفحهء 159 ) ضمن آوردن همين حديث افزوده است كه پيامبر ( ص ) در گوشهاى با او تنها ايستاد و مدتى مطالب او را گوش داد و نيازهايش را برآورد . نويرى هم به همين