مقدمه مترجم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
سپاس و ستايش پروردگارى سزاست ، كه گويندگان را ياراى رسيدن به مدحتش و شمارگران را توان بر شمردن نعمتش نيست ، و كوشش گران از عهدهء بيان حقّ او بر نمىآيند .
بنده همان به كه ز تقصير خويش * عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سزاوار خداونديش * كس نتواند كه به جا آورد . « 1 »
و درود بىكران به ذات فرخندهء آن رسول گرانقدر كه خدايش او را به شرف سوگند خوردن به جانش سرافراز ساخته و فرموده است :
« لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ »
« 2 » و مؤمنان را فرمان داده است تا در درود فرستادن به آن بزرگوار ، شرف پيروى از كارى را براى خود فراهم آورند كه خداوند متعال و فرشتگانش انجام مىدهند :
« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ، يا أَيُّهَا الَّذِينَ ، آمَنُوا ، صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً »
. « 3 » و همه خلق را در آفرينش ، طفيل وجود عزيزش قرار داده است .
تويى شاه و همه آفاق خليلاند * تويى اصل و همه عالَمْ طفيلاند « 4 »
و چگونه مىتوان حق اين نعمت گزارد ، كه حق تعالى با وجود او بر ما منّت نهاده است . « و الحمد للّه الذي منّ علينا بمحمّد نبيّه - صلى اللّه عليه و آله - دون الأمم الماضية و القرون السّالفة ، بقدرته الّتى لا تعجز عن شىء و ان عظم . . . اللّهمّ فصلّ على محمّد امينك على وحيك ، و نجيبك من خلقك و صفيّك من عبادك ، امام الرّحمة و قائد
هامش
( 1 ) . مقدمهء گلستان سعدى .
( 2 ) . سورهء پانزدهم ( حجر ) ، آيهء 72 .
( 3 ) . سورهء سى و سوم ( احزاب ) ، آيهء 56 .
( 4 ) . فريد الدين عطار ، اسرارنامه ، به تصحيح استاد سيد صادق گوهرين ، تهران ، 1338 ش ، ص 713 .