اندوخته مىكنند و آن را در راه خدا هزينه نمىكنند ، مژدهشان بده به عذابى دردناك ، روزى كه آن سيم و زر در آتش دوزخ گداخته گردد و پيشانيها و پهلوها و پشتهاى ايشان را با آن داغ نهند . اين است آنچه براى خود اندوخته كرديد ، پس بچشيد آنچه را كه اندوخته مىكرديد . »
( 1 ) و خداوند در آيهء 71 سورهء نوزدهم ( مريم ) چنين فرموده است : « و هيچ كس از شما نيست مگر آنكه به دوزخ وارد شود و اين حكم قطعى پروردگار تو است » .
( 2 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : روزى پيامبر ( ص ) نشسته بودند ، ناگاه جبريل در حالى كه پريده رنگ و اندوهگين و افسرده بود آمد . پيامبر ( ص ) فرمودند : چرا تو را چنين اندوهگين و افسرده مىبينم ؟ گفت : اى محمد ! چرا چنين نباشم كه امروز كورههاى جهنم را نهادند ؟ پيامبر ( ص ) پرسيدند : كورههاى دوزخ چيست ؟ گفت :
خداوند متعال فرمانى صادر فرمود كه هزار سال دوزخ را برافروختند تا سرخ شد و سپس فرمان داد هزار سال ديگر هم برافروختند تا از سرخى به سپيدى گراييد . باز فرمان داد هزار سال ديگر برافروختند ، آنچنان كه سياهى وحشتزا گرديد و اگر يك حلقه از زنجيرى كه درازى آن هفتاد ذرع است بر دنيا نهاده شود ، از گرماى آن همهء جهان ذوب خواهد شد و اگر قطرهيى از گندابهاى دوزخ بر آبهاى زمين فرو افتد ، همهء اهل دنيا از بوى گندش نابود خواهند شد . گويد ، پيامبر ( ص ) و جبريل ( ع ) گريستند . خداوند فرشتهيى پيش آن دو گسيل داشت و فرمود : خدايتان بر شما سلام مىرساند و مىفرمايد شما را از اينكه گناهى انجام دهيد كه در دوزخ عذابتان كنم ، در پردهء عصمت و امان قرار دادم . « 1 »
( 3 ) امير المؤمنين فرموده است : همانا در دوزخ آسياهايى است كه گروهى را با آن آرد مىكنند . آيا نمىپرسيد ، كسانى كه خوراك آن آسياها هستند كيستند ؟ و چون پرسيدند ، فرمود : عالمان تبهكار و قرآن قرآنخوانان بدكار و ستمگران ستم پيشه و وزيران خيانتكار و سرپرستان دروغگو ( شايد هم عارفان دروغگو ) و همانا دوزخ را شهرى است كه به آن حصينه ( كهن دژ ) مىگويند . آيا از من نمىپرسيد ، در آن كيست ؟ و چون پرسيدند ، فرمود : در آن پيمانشكنان و از دين برگشتگانند . « 2 »
هامش
( 1 ) . به نقل از صدوق ( رضي الله عنه ) ، در محجة البيضاء ، ج 8 ، ص 361 ، آمده است و در پاورقى افزودهاند كه در تفسير على بن ابراهيم ، ص 437 و در اوسط طبرانى هم آمده است . م .
( 2 ) . به نقل از خصال ، ج 2 ، ص 142 ، در بحار الانوار ، ج 8 ، ص 311 ، آمده است . م .