( 1 ) و همان حضرت فرمودهاند : همانا در آتش ، مارهايى چون گردن شتران تنومند ، وجود دارد كه هر بار گزش آنان تا چهل سال سوزش دارد و در آن كژدمهايى به بزرگى استر وجود دارد كه درد و سوزش گزش آنان تا چهل سال احساس مىشود . « 1 »
( 2 ) ابن عباس گويد : جهنم را هفت در است و بر هر در ، هفتاد هزار كوه است و در هر كوه ، هفتاد هزار دره و در هر دره ، هفتاد هزار وادى و در هر وادى ، هفتاد هزار شق و در هر شقى ، هفتاد هزار خانه ، و در هر خانه هفتاد هزار مار است كه بلندى هر يك به اندازهء مسير سه روز راه است و بلندى نيشهاى آن مارها چون درختان خرماى بلند است . اين مارها به سراغ آدميان دوزخى مىآيند و او را از لبها و پلكهاى چشمش مىگيرند و شروع به كندن تمام گوشتهاى او مىكنند . آدمى ، گاه از بيم مىگريزد و در نهرى از نهرهاى دوزخ مىافتد و هفتاد سال در آن سرگردان است . « 2 »
( 3 ) شاعر چنين سروده است :
« پروردگارا ! گويى من در قيامت بر پا ايستادهام و هنگامى كه نامهء عمل خويش را مىخوانم ، اشگهايم ريزان است . پروردگار جبار به من مىفرمايد : نامهء عمل خود را بخوان كه اى بندهء من ! اينك پاداش آنچه را كه انجام دادهاى به تو خواهم داد .
( 4 ) اى واى بر من از توقف من در آنجا و از نامهء عملم كه مصيبتهاى بزرگ را بر من فراهم كرده و بر شمرده است . گناهان گذشته و قديمى مرا كه آنها را از ياد برده و و فراموش كردهام به من مىشناساند . ميزان و ترازو براى قضاوت و بررسى نهاده مىشود و براى بندگان خدا ، خداوند خود بسندهتر قاضيان است . چهرههايى با رنگ باز و خندانند و چهرههاى ديگرى گريان ، روى به آتش دارند . »
( 5 ) سخن ما در اينجا به پايان رسيد و در آغاز كتاب گفتيم كه بسيارى از اخبار و روايات ظاهرش بر خلاف حق و از حشوها به نظر مىرسد و لازم است خواننده در بارهء آن تأمل و دقت كند و آن را به طريقى كه موافق با اصول و دلايل عقلى است توجيه كند و من در اين كتاب هر خبرى را كه آوردم ، هر چند به ظاهر حشو و سست به نظر برسد ، به معنى آن آگاه بودهام ولى از شرح و معناى آن از بيم طولانى شدن كتاب خوددارى كردم و سزاوار است كه كسى تصور نكند كه من حشوى مذهبم و امور را
هامش
( 1 ) . محجة البيضاء ، ج 8 ص 360 ، م .
( 2 ) . رواياتى نظير اين در محجة البيضاء ، جلد 8 ، صفحات 353 تا 359 ، آمده است . م .