تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
( 1 ) ماه‌هاى هفتم ، شانزدهم ، و هفدهم هجرت نقل كرده است . 39 صفحه 202 « آغاز اجازه جنگ . . . . » براى اطلاع از آيات مباركه جهاد مراجعه شود به صفحات 133 تا 140 ج 19 بحار ، كه مجموع آيات از سوره بقره تا سوره تحريم ذكر شده است و در مورد شأن نزول آيات به تفاسير مراجعه شود تا مواردى كه مورد اختلاف نظر است معلوم شود مثلا ص 551 ج 1 و 2 مجمع البيان ذيل آيه 186 سوره آل عمران ، و ص 184 همان جلد ذيل آيه 109 سوره بقره كه به احتمال منسوخ شدن اين آيه اشاره كرده است . و ص 87 ج 7 و 8 همان كتاب . 40 صفحه 210 « گسيل داشتن پيامبر عموى خود حمزة . . . . » سيف : به كسر سين به معنى ساحل درياست ، و به صورت اضافه به قبايل چند مورد از آن در صفحات 197 و 196 ج 5 معجم البلدان چاپ 1906 ميلادى مصر آمده است . جهينه : به صورت مصغّر ، نام پدر يكى از قبايل قضاعه است ، مراجعه كنيد به ص 444 جمهرة انساب العرب ابن حزم اندلسى تصحيح استاد محمد عبد السلام هارون دار المعارف مصر 1971 ميلادى . و براى سريه حمزه به ص 105 ترجمه اعلام الورى و ص 174 بحار ج 19 مراجعه شود . ابواء : مراجعه كنيد به ص 927 دانشنامه ايران و اسلام چاپ 1356 بنگاه ترجمه و نشر كتاب و به ص 105 ترجمه اعلام الورى و ص 187 ج 19 بحار . همچنين در مورد اعزام عبيدة بن حارث و جنگ عشيره و چگونگى اعطاى لقب « ابو تراب » از طرف پيامبر ( ص ) به امير المؤمنين عليه السلام به همان دو مأخذ مراجعه شود . و مراجعه شود به جلد اول مغازى واقدى چاپ مارسدون جونس به بخشهاى مخصوص به هر يك از اين غزوات يا سريه‌ها . 41 صفحه 215 « سريه عبد الله بن جحش » نقل ، نخله : نام چند جا در نقاط مختلف سرزمين عرب ( ص 274 ج 8 معجم البلدان 1906 مصر ) . چگونگى اين سريه و نزول آيه (
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ . . . .
) در اعلام الورى طبرسى و بحار الانوار ص 188 تا 190 ج 19 و پاورقىهاى بسيار سودمند آمده است . 42 صفحه 219 « مجموعه ابواب جنگ بدر . . . . » جنگ بدر در بسيارى از كتب شيعه اعم از حديث و تفسير و تاريخ كم و بيش آمده است از روضه كافى كلينى رضوان الله عليه تا منتهى الآمال مرحوم حاج شيخ عباس قمى طاب ثراه ، ولى بدون مبالغه در هيچ جا ( حتى در كتاب اهل سنت ) مجموعه‌يى درباره اين جنگ به خوبى مجموعه‌يى كه مرحوم مجلسى در بحار جمع كرده است ديده نمىشود از ص 202 تا ص 367 ج 19 يعنى 165 صفحه كه خود در واقع كتابى است و شايد بتوان به آن « بدرنامه » گفت .