تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
( 1 ) نجف ، ص 537 ج 3 و 4 مجمع البيان طبرسى چاپ بيروت ، ص 339 ج 9 ابو الفتوح رازى چاپ مرحوم آقاى شعرانى ، و صفحات 73 تا 78 ج 2 تفسير برهان ) . و ص 91 - 88 ترجمه اعلام الورى ، و ص 31 ج 19 بحار الانوار . و در اين منابع به عظمت فداكارى و از جان گذشتگى حضرت امير المؤمنين على عليه السلام توجهى بيشتر شده است كه به حقيقت مطلب نزديك‌تر است و سكوت نسبى بيهقى در اين امر بسيار مهم مايه تعجب است . 27 صفحه 149 « خروج پيامبر ( ص ) با ابو بكر به سوى غار » قسمتى از روايت عايشه به همين طريق در ص 34 ناسخ التواريخ جلد زندگانى پيامبر ( ص ) چاپ اول آمده است علت ملقب شدن اسماء دختر ابو بكر به ذات النطاقين هم در همان مأخذ نقل شده است . خود سپهر كاشانى هم در صفحات بعد به نقد و بررسى اين موضوع پرداخته است . براى اطلاع بيشتر در اين باره رجوع كنيد به باب ششم از جلد نوزدهم بحار چاپ آقاى آخوندى ص 103 - 28 و حواشى بسيار مفيد حضرت آقاى ربانى شيرازى . در ص 91 ترجمه اعلام الورى آمده است « هنگامى كه حضرت عازم غار ثور بود در بين راه ابو بكر را ديد و دست او را گرفت و با خود برد . » مسأله اريقط و استخدام او از طرف ابو بكر هم در اعلام الورى به نحو ديگرى است كه با مطالب بيهقى سازگار نيست . 28 صفحه 157 « تعقيب سراقة بن مالك از پيامبر ( ص ) و معجزه . . . . » در ص 157 بخش اول جلد اول طبقات ابن سعد ، موضوع تعقيب سراقة از پيامبر ( ص ) بعد از داستان ام معبد و به طور بسيار خلاصه ذكر شده است ولى تاريخ دقيق آن را كه سه‌شنبه پنجم ربيع الاول بوده ثبت كرده است . در ص 133 تا 135 ج 2 سيره ابن هشام اين مسأله مفصل‌تر بحث شده است و در پاورقى اشعار سراقه خطاب به ابو جهل ثبت است . در اعلام الورى طبرسى هم در فصل معجزات و هم در فصل هجرى ( صفحات 31 و 92 ترجمه ) اين موضوع نقل شده است . در بحار الانوار مرحوم علامه مجلسى تا آنجا كه اين بنده متوجه شدم در دو مورد موضوع سراقه آمده است نخست در ص 387 ج 17 به استخراج از خرايج و اعلام الورى و ديگر در ص 61 ج 18 به استخراج از قول ابن اسحاق ، در صفحات 37 و 38 ناسخ التواريخ هم نسبتا به تفصيل آمده است . 29 صفحه 162 « عبور پيامبر ( ص ) بر زنى و فرزند او . . . . » بيهقى خود مىگويد اين موضوع با موضوع ام معبد يكى است و براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به صفحات 41 و 98 ج 19 بحار و ص 93 ج 18 كه از كتاب فائق زمخشرى استخراج شده است .