تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
( 1 ) 47 صفحه 264 « ذكر برخى دعاهاى پيامبر و معجزات او در جنگ‌ها » در ص 39 ترجمه اعلام الورى موضوع تير خوردن به چشم يكى از صحابه ( بدون ذكر نام ) و بهبود آن به دست پيامبر ( ص ) آمده است ، براى اطلاع از دعاى پيامبر ( ص ) در حال سجده در جنگ بدر به روايت حضرت على ( ع ) مراجعه كنيد ص 17 ج 2 طبقات . در ص 653 ناسخ التواريخ جلد خلفا ضمن بيان زندگى عكاشه بن محصن موضوع شكستن شمشير او در جنگ بدر و اينكه رسول خدا ( ص ) چوبى بدست او دادند كه جنگ كند آمده است . اين مطلب در اسد الغابه هم ( ص 2 ج 4 ) آمده است و مراجعه شود به ص 340 ج 19 بحار كه از قول واقدى موضوع را آورده است . 48 صفحه 292 « عدد صحابه شهيد در بدر و كشته‌شدگان كافران » در منابع قديمى كه در دسترس اين بنده بود ، واقدى در گذشته 207 هجرى در جلد اول مغازى خود چاپ مارسدون جونس 1966 ميلادى شمار شهداى مسلمانان را چهارده نفر ذكر كرده و اسامى ايشان را شمرده است در همان منبع در مورد نخستين شهيد جنگ بدر روايات مختلفى نقل شده است . از همان منبع و به نقل از ابن ابى الحديد در ص 360 ج 19 بحار هم نقل شده است كه شش نفر از مهاجران و هشت نفر از انصار بوده‌اند . و به ص 111 ترجمه اعلام الورى مراجعه شود . در باره شمار كشته‌شدگان از كافران در بدر روايت واقدى در مغازى چهل و نه مرد است كه از آنها بيست و دو نفر به شمشير حضرت امير المؤمنين كشته شده‌اند يا آن حضرت در قتل برخى از ايشان دست داشته است ، و در صفحات 361 تا 365 ج 19 بحار آمده است با اين تفاوت كه در روايت منقول در بحار شمار آنها 52 نفر است ، در بسيارى از روايات شمار كشته‌شدگان كافران در بدر هفتاد نفر ذكر شده است ، شمار اسيران هم هفتاد نفر بوده است . مراجعه شود به ص 359 ج 19 بحار . 49 صفحه 294 « تاريخ جنگ بدر » با توجه به اينكه خود بيهقى در متن از حضرت امام محمد باقر هفدهم رمضان را نقل مىكند از لحاظ شيعه صحيح‌تر اقوال خواهد بود ، واقدى هم همين روز را تعيين كرده است . محمد بن سعد هم در طبقات ص 13 بخش اول ج دوم جنگ بدر را در جمعه هفدهم رمضان تعيين و روايت خود را از قول حضرت امام جعفر صادق ( ع ) از پدر بزرگوارش نقل كرده است . 50 صفحه 296 « آمدن زيد بن حارثه و عبد الله بن رواحه . . . . » در ص 12 بخش اول جلد دوم طبقات ابن سعد چاپ ادوارد زاخاد ، آمده است و به ص 347 ج 19 بحار آن از قول واقدى آن را نقل كرده است .