تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
( 1 ) پس از كشتن او يهود و مشركان سخت ترسيدند و فرداى آن روز پيش پيامبر آمدند و گفتند ديشب كعب كه از سروران ما بود مورد هجوم قرار گرفت و كشته شد . پيامبر ( ص ) اشعار هجا و كارهاى كعب را به ايشان گوشزد فرمود و از آنها دعوت كرد تا عهد نامه‌اى بنويسند و طرفين طبق آن عمل نمايند . پيامبر ( ص ) زير سايهء درخت خرمائى كه در خانهء دختر حارث بود عهدنامه‌اى مرقوم داشت و اين عهدنامه پس از رحلت پيامبر ( ص ) در دست على بن ابى طالب عليه السلام بود . ابو على رودبارى هم با اسناد ديگرى اين موضوع را آورده است . ابن اسحق از عبد الله بن مغيث روايت مىكند كه پيامبر به من فرمود ، اى ابن اشرف بدبخت ! ! و آنگاه اين روايت را به تمام نقل مىكند و مىگويد افرادى كه در كشتن كعب دست داشتند ، محمد بن مسلمه و سلكان بن سلامه بن وقش كه كنيه‌اش ابو نائلة و برادر رضاعى كعب بود ، و حرث بن اوس بن معاذ و ابو عبس بودند . و گويد كه حارث بن اوس هم از ناحيهء سر و پا مجروح شد و او را بدوش گرفتيم و به حضور پيامبر آمديم كه آخر شب بود و آن حضرت مشغول نماز بودند . به پيامبر سلام داديم حضرت بيرون آمد و خبر قتل كعب را به او داديم ، پيامبر ( ص ) آب دهان بر زخم دوست ما انداخت و به خانه‌هاى خود رفتيم . واقدى هم در اين مورد با اسناد خود گويد كه پيامبر ( ص ) بر زخم حارث آب دهان افكند و زخمش او را آزار نداد . موسى بن عقبه مىگويد ، عباد بن بشر مجروح گرديده بود ، و در روايت اول جابر بن عبد الله هم اين چنين آمده است . ابن عباس مىگويد ، پيامبر ( ص ) همراه آن گروه تا بقيع رفت و از آنجا ايشان را روانه كرد و فرمود در پناه نام خدا برويد و عرض كرد پروردگارا ايشان را يارى فرماى . يكى از خدمتكاران زيد بن ثابت مىگويد دختر محيّصه از قول پدرش
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 351 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي