( 1 ) من پشت سرش حركت مىكردم ، چون نزديك گورها رسيد صدايش را بلند كرد و گفت سلام بر شما ، به آنچه كه صبر كرديد و خانهء آخرت چه نيكوست ، [ 63 ] در اين هنگام صدايى پاسخ او را داد و گفت سلام بر تو اى بندهء خدا ، پدرم برگشت و گفت تو جواب سلام مرا گفتى ؟ گفتم نه ، پدرم دست مرا گرفت و به جانب راست خود نگهداشت ، و دوباره شروع به سلام دادن به شهيدان نمود و آنان همچنان پاسخ مىدادند و اين كار را سه مرتبه انجام داد . پدرم بعنوان سپاس از لطف خدا به زمين افتاد و سجده نمود .
ذكر تاريخ جنگ بدر 49
از مالك بن انس روايت است كه جنگ بدر پس از يك سال و نيم كه از هجرت پيامبر گذشته بود اتفاق افتاد . مىگويم حديث سعيد بن مسيب هم در مورد تغيير قبله مؤيد همين مطلب است زيرا مىگويد قبله شانزده ماه پس از هجرت پيامبر ( ص ) تغيير يافت و اين موضوع دو ماه قبل از جنگ بدر بود .
در بغداد برايم از قول قتاده نقل كردند كه مىگفت پيامبر ( ص ) نوزده جنگ فرمود كه بدرهم از آنهاست . روز بدر اصحاب پيامبر سيصد و ده و چند نفر بودند . و مشركان نهصد و پنجاه نفر و اين جنگ در صبح جمعه هفدهم رمضان و هيجده ماه پس از هجرت بود .
قرة بن خالد مىگويد از عبد الرحمن بن قاسم در مورد شب قدر پرسيدم گفت ، زيد بن ثابت در بزرگداشت شب هفدهم رمضان مىكوشيد و مىگفت آن شب ، شب بدرهم هست .
اسماعيل بن عبد الرحمن هم مىگويد جنگ بدر در روز جمعه هفدهم رمضان بود .
و هم از ابو جعفر محمد بن على ( حضرت باقر ( ع ) روايت است كه مىفرمود پيامبر ( ص ) با مشركان در صبح روز جمعه هفدهم رمضان برخورد فرمود .
ابن شهاب از عروة بن زبير روايت مىكند كه نخستين جنگى كه پيامبر
هامش
[ ( 63 ) ] - « سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار » آيهء 24 سورهء 13 .