( 1 ) عامّة يهوديان بعنوان پاسدارى از تورات به آنها پرداخت مىكردند و ترسيدند كه عامّة يهوديان به پيامبر ( ص ) بگروند و در نتيجه اين منبع در آمد قطع شود .
در ساختن مسجد پيامبر ( ص ) در مدينه و روايت طلق بن على اليمامى در آن باره و بازگشت او همراه قوم خود با آب نيمخوردهء پيامبر ( ص )
در بغداد از قول ابن شهاب برايم گفتند كه مىگفت مسجد پيامبر ( ص ) شترخانى بود كه گاهى هم خرما در آن خشك مىكردند و متعلق به دو كودك يتيم بود كه اسعد بن زراره سرپرستى آنها را بر عهده داشت و نامشان سهل و سهيل بود و پنداشتهاند كه قبل از حضور پيامبر ( ص ) هم گروهى از مردان مسلمان در آن زمين نماز ميگزاردند و مىگويند آن دو پسر بچه كه از بنى نجار بودند آن زمين را به پيامبر ( ص ) بخشيدند و اسعد بن زراره به پاداش اين كار نخلستانى در محلهء بنى بياضه به آن دو بخشيد و هم گفتهاند كه پيامبر ( ص ) عطاى مخصوصى به آنها عنايت فرمود و نيز گفتهاند كه پيامبر آن زمين را از ايشان خريدارى كرد و آن را مسجد فرمودند .
پيامبر ( ص ) همراه همهء اصحاب خود خشت و آجر حمل مىفرمودند و در حالى كه مشغول حمل آجر بودند اين بيت را ميخواندند .
« اين ها بارهاى سودمند است نه بارهاى خرماى خيبر ، آرى پروردگار ما از همه پاكتر و نيكوكارتر است » . [ 36 ]
و نيز اين بيت را مىفرمود .
« پروردگارا خير حقيقى خير آخرت است ، خداوندا انصار و مهاجران را رحمت فرماى » .
ابن شهاب مىگويد پيامبر ( ص ) به شعرى از شاعرى مسلمان كه نامش را نقل نكردهاند نيز تمثل جست و من نديدهام كه پيامبر ( ص ) به شعرى غير از اين دو بيت تمثل جسته باشند . اين حديث را بخارى در صحيح خود آورده است .
هامش
[ ( 36 ) ] - اين بيت در متن كتاب مغلوط چاپ شده است و صحيح آن در صفحه 2 جلد دوّم طبقات ابن سعد چاپ ادوارد سخو و هم در نهايه ابن اثير و لسان العرب ابن منظور در ماده ( حمل ) آمده است .