تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
( 1 ) آنگاه فرمود امّا اولين نشانهء قيامت آتشى است كه از سمت شرق بسوى غرب بر مردم روشن مىشود ، و نخستين خوراك اهل بهشت عصارهء جگر ماهى است و اگر آب مرد بر زن بيشى گيرد فرزند شبيه پدر مىشود و در عكس آن شبيه مادر ، عبد الله بن سلام گفت گواهى مىدهم كه خدايى جز خداوند يكتا نيست و تو رسول و فرستادهء اويى . آنگاه گفت اى رسول خدا يهود مردمى دروغگويند و آنها اگر متوجه اسلام من شوند و آنگاه دربارهء من از ايشان سؤال كنى دروغ خواهند گفت . در اين هنگام يهوديان پيش حضرت آمدند ، پيامبر پرسيد عبد الله بن سلام چگونه مردى است ؟ گفتند برتر و سرور ما و فرزند برتر و سرور ماست ، فرمود اگر او مسلمانى گرفته باشد چه مىكنيد ؟ گفتند خداوند متعال او را در پناه خود گرفته و از مسلمان شدن محفوظ ميماند . در اين هنگام عبد الله بن سلام بيرون آمد و شهادتين بر زبان راند يهوديان گفتند او بدترين فرزند بدترين ماست و شروع به بر شمردن معايب او نمودند ، عبد الله بن سلام به پيامبر گفت من از اين حالت ايشان مىترسيدم . اين روايت را بخارى در صحيح آورده است . از قول مردى از خاندان عبد الله بن سلام نقل شده است كه عبد الله از دانشمندان و علماى يهود بود و چون مسلمان شد مىگفت من هماندم كه مسألهء ظهور پيامبر را شنيدم صفات و نام و احوالى را كه در كتب خويش خوانده بودم منطبق بر او ديدم ولى اين مسأله را پوشيده ميداشتم و سكوت مىكردم تا هنگامى كه پيامبر ( ص ) به مدينه آمد و چون در قبا فرود آمد مردى خبر آمدن او را اعلان كرد و در آن موقع من بر درخت خرمائى بودم و كار ميكردم و عمه‌ام خالده دختر حارث زير درخت نشسته بود همين كه اين خبر را شنيدم تكبير گفتم عمه‌ام گفت اگر به تو مىگفتند موسى بن عمران آمده است تكبير مىگفتى ؟ گفتم عمه جان به خدا قسم محمد ( ص ) برادر موسى است و بر همان آئين مبعوث شده است ، عمه‌ام پرسيد آيا اين همان پيامبرى است كه درباره‌اش به ما خبر داده‌اند كه در آخر الزمان مبعوث مىشود ؟ گفتم آرى گفت پس زود باش و بحضورش بشتاب ، و من پيش پيامبر رفتم و اسلام آوردم و نزد خانوادهء خود برگشتم و به ايشان هم فرمان