تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
مكسور العين و مضاعف ) و قرن در اقررن ( يعنى در امر آن استعمال شده ) است و قرن ( نيز ) نقل شده است ( از عرب ) .

چكيده بحث ابدال

ابدال عبارت است از بدل‌كردن حرفى به حرف ديگر به جهت تخفيف ، حروف ابدال جمع شده است كه كلمه هدات موطيا ( آرام گرفتم در جائى كه آرام‌كننده بودم كه مجموعا 9 حرف است

( ها و دال همزه تاء ميم واو طاء يا و الف ) همزه در پنج موضع از حرف عله بدل مىشود

1 - هرگاه واو يا ياء يا الف در آخر كلمه بعد از الف زائد واقع شوند مثل سماء و بناء و حمراء كه اصل آنها سماو و بناى و حمراا بوده است . 2 - هرگاه واو يا ياء عين وزن فاعل باشند به شرط اين كه عين در فعل اعلال شده باشد مثل قائل و بائع كه قاول و بايع بوده . 3 - هرگاه حرف مدّى كه زائده و در سوم كلمه باشد بعد از الف مفاعل واقع شود مثل عجائز جمع عجوز كه اصلش عجاوز بوده است . 4 - هرگاه واو و ياء بعد از الف مفاعل واقع شوند و پيش از الف هم حرف لين باشد . مثل نيائف و اوائل و سيائد جمع نيّف و اوّل و سيّد كه اصل آنها نياوف و اواول و سياود بوده . 5 - هرگاه واو در اوّل كلمه و بعد از آن واو ديگر باشد به شرط اين كه واو دوّم منقلب از الف فاعل نباشد مثل اواعد و اولى كه اصل آن دو و واعد و و ولى بوده .

ابدال حرف عله از همزه

هرگاه دو همزه در يك كلمه جمع شوند و اولى متحرك و دومى ساكن باشد واجب است همزه دوم را به جنس حركت همزه اول قلب كنند مثل ايمان كه اءمان بوده است . و اگر اول ساكن و دوّم متحرك باشد واجب است ادغام كنند به شرط اين كه دوم لام الكلمه نباشد مثل قرءى بر وزن قمطر كه در اصل قرءء بوده است . و اگر هردو متحرك باشند پس اگر اولى مفتوح باشد بعد از همزه مضمومه و مفتوحه قلب به