مىكنند و اگر ماقبل ياء مضموم باشد بدل به كسره مىشود مثل هيّن وطىّ كه اصل آنها هيون و طوى بوده بخلاف انّنى وافدكم است .
[ باب ] ادغام
991
اوّل مثلين محرّكين في * كلمة ادغم لا كمثل صفف
مفعول مقدم ، مضاف اليه ، صفت مثلين ، متعلق به محذوف صفت دوم ، فعل امر و فاعل ، لاى عاطفه ، كاف زائده ، عطف به محذوف ( اوزان مخصوصة ) ، مضاف اليه .
حرف اول از دو حرف مثل هم كه متحركند را كه در يك كلمه باشند ، ادغام كن ( در حرف دوم ) و نه ( در وقتى كه ) مثل صفف است ( يعنى اين دو حرف در اسمى بر وزن فعل نباشند ) .
992
و ذلل و كلل و لبب * و لا كجسّس و لا كاخصص ابى
عطف به صفف در بيت قبل ، دو اسم بعدى نيز عطف به همان ، عاطفه ، لاى زائده ، عطف به كمثل صفف ، مانند تركيب قبلى .
و مثل وزن ذلل و كلل و لبب و نه مثل جسّس ( كه حرف دوم خودش مدغم فيه است ) و نه مثل اخصص ابى ( كه حركت حرف دوم عارضى است و از همزهء أب به آن نقل شده است ) .
993
و لا كهيلل و شذّ في الل * و نحوه فكّ بنقل فقبل
عطف به ماقبل با همان تركيب ، عاطفه ، فعل ، متعلق به شذّ ، عطف به الل ، فاعل ، متعلق به محذوف صفت براى فك ، فاء عاطفه ، ماضى مجهول و نايب فاعل .
و نه مثل هيلل ( كه ملحق به وزن دحرج شده است ) و كم است و ألل ( كه شرائط ادغام