تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
جمله محلا مجزوم جواب شرط ، مفعول مطلق ، عاطفه ، مركب از ان شرطيه و لا نافيه ، فعل شرط محذوف است ( يعنى و ان يكونا مفردين ) ، فعل فاعل جمله محلا مجزوم جزاى شرط فاء جزائيه به ضرورت شعرى حذف شده است ، موصول اسمى محلا منصوب مفعول‌به اتبع ، فعل فاعل جمله صلهء موصول . اگر اسم و لقب مفرد باشند ، پس حتما اضافه كن آن دو را و گرنه تابع بياور آن‌چه را كه رديف شده است ( يعنى دوّمى از آن دو ) . 76
و منه منقول كفضل و اسد * و ذوا ارتجال كسعاد و ادد
استيناف ، متعلّق به عامل مقدّر خبر مقدّم ، مبتداى مؤخر ، متعلق به عامل مقدّر خبر براى مبتداى محذوف ، عاطفه ، عطف به فضل ، عاطفه ، مضاف و مضاف اليه عطف به منقول ، متعلّق به عامل مقدّر خبر براى مبتداى محذوف ، عاطفه ، عطف به سعاد . برخى از آن علم ( علم ) منقول است ، مانند فضل ( كه اسم مردى است و در اصل مصدر بوده است ، يعنى از مصدر نقل داده شده است ) و اسد ( نام مردى است كه منقول از اسم جنس يعنى شير است ) و برخى از آن علم هم علم مرتجل است ، مثل سعاد و ادد . 77
و جملة و ما بمزج ركّبا * ذا ان به غير ويه تمّ اعربا
عاطفه ، مبتداء كه خبر آن محذوف است ( يعنى منه جملة ) اين جملهء اسميه عطف به جملهء منه منقول ، عاطفه ، موصول اسمى عطف به جملة ، متعلّق به مابعد ، ماضى مجهول و نائب فاعل جمله صله ، الف اطلاق ، اسم اشاره مبتدا ، حرف شرط ، متعلّق به تمّ ، لفظ ويه مضاف اليه ، فعل ماضى محلا مجزوم فعل شرط ، ماضى مجهول و نائب فاعل اين جملهء فعليه خبر مبتدا ، الف اطلاق جواب شرط به قرينهء خبر مبتدا محذوف است ( يعنى هذا اعرب ان تمّ به غير لفظ ويه أعرب ) . و برخى از آن اسم علم ، ( به صورت ) جمله ( مانند تابط شرّا ) و ( برخى ديگر از آن اسم علم ) اسمى است كه به صورت مزجى تركيب يافته است . ( مانند معديكرب و سيبويه ) . اين