تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١

مواضع استتار وجوبى ضمير مرفوع متّصل

1 - امر حاضر مفرد مخاطب مثل افعل 2 - مضارع متكلم وحده ، مثل اوافق 3 - مضارع متكلم مع الغير مثل نغتبط 4 - مضارع مفرد مخاطب مثل تشكر 5 - اسم فعل امر مثل تراك به معناى اترك 6 - اسم فعل مضارع مثل اوّه به معناى أتضجرّ 7 - افعل تعجّب مثل ما احسن زيدا 8 - افعل تفضيل مثل هم احسن وجها ضمير منفصل 1 - مرفوع مانند انا و نحن 2 - منصوب مانند ايّاى و ايّانا در جايى كه اتّصال ضمير امكان داشته باشد ، منفصل آوردن جايز نيست ( مگر در ضرورت شعرى ) .

مواضع جواز اتّصال و انفصال ضمير

1 - در هاء سلنيه و شبه آن ( دو ضميرى كه اولى ضمير غير مرفوع و اخصّ است ) . 2 - ضميرى كه خبر يكى از افعال ناقصه است ، مانند كنته و كنت ايّاه . 3 - ضميرى كه مفعول دوّم افعال قلوب واقع مىشود ، مانند خلتنيه موضوع نخست اجماعى و دو موضوع بعدى مورد اختلاف‌نظر است . هرگاه چند ضمير متّصل وجود داشت ، واجب است اخصّ مقدّم شود ، مانند الدّرهم اعطيتكه هرگاه دو ضمير متّصل از يك رتبه وجود داشت ، انفصال ضمير دوّم واجب است ، مانند ظننتك ايّاك . در فرض مذكور اگر دو ضمير موردنظر ، غائب و داراى اختلاف در افراد و تثنيه و جمع باشند ، اتّصال ضمير دوّم جايز است . هنگام اتصال ياء متكلّم به فعل ، واجب است ، نون وقايه بين آن دو فاصله شود ، مانند ضربنى . در مورد حرف من ، عن ، لدن ، ليت ، قد و قطّ نيز همين‌طور است .