عين الفعل آن اسمى كه در آخر آن زياد شده است آن حرفى كه اختصاص به اسم دارد ، واجب است كه سالم بماند ( از قلب به الف مانند جولان و هيمان ) .
975
و قبل با اقلب ميما النّون اذا * كان مسكّنا كمن بتّ انبذا
استيناف ، ظرف متعلق به امر ، مضاف اليه ، فعل امر و فاعل ، مفعول دوم ، مفعول اول ، شرطيه ظرفيه ، فعل شرط ناقص و اسم ، خبر كان جمله مضاف اليه اذا . جواب شرط محذوف است ، كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن الخ ، اسم شرط مبتدا ، فعل شرط و فاعل جمله خبر ، فعل امر و فاعل و الف منقلب از نون تأكيد جملهء جواب شرط و مجموع جمله محلا منصوب مقول قول محذوف .
قبل از حرف باء ، قلب كن به ميم ، حرف نون را در وقتى كه باشد حرف نون ساكن شده ، مثل من بتّ انبذ ( كه حرف نون از اسم شرط قلب به ميم مىشود و ممبتّ خوانده مىشود و همينطور در حرف نون و باء در انبذ كه امبذ خوانده مىشود ) .
976
لساكن صحّ انقل التّحريك من * ذي لين آت عين فعل كابن
متعلق به امر ، فعل و فاعل جمله صفت براى مجرور ، فعل امر و فاعل ، مفعول ، متعلق به امر ، مضاف اليه ، صفت لين ، حال براى ضمير در آت ، مضاف اليه ، خبر براى مبتداى محذوف .
به حرف ساكنى كه صحيح است ، نقل كن حركت را از حرف داراى لين كه آينده است به عنوان عين الفعل مثل أبن ( و أقم ) .
977
ما لم يكن فعل تعجّب و لا * كابيضّ او اهوى بلام علّلا
مصدريه ظرفيّه ، جحد ناقص و اسم ، خبر ، مضاف اليه ، عاطفه ، لاء زائده ، عطف به خبر يكن ، عطف به ابيض ، متعلق به مابعد ، ماضى مجهول و نايب فاعل و الف اطلاق جمله صفت اهوى .
مادامى كه فعل تعجّب نباشد و نه مثل ابيضّ ( مضعّف اللّام ) و يا مثل اهوى كه به سبب