متعلق به محذوف حال براى فاعل ، فعل ، فاعل ، مضاف اليه ، حال براى فعلى ، عاطفه ، مبتدا ، مضاف اليه اسم كون ، خبر كون ، مضارع منفى و فاعل جمله خبر .
برعكس ( حرف ياء بدل از واو ) آمده است لام الفعل وزن فعلى كه وصفى باشد ( علوى و عليا ) و بودن قصوى ( كه بدل به ياء نشده ) به صورت كم ، پنهان نيست بر اهل فن .
966
ان يسكن السّابق من واو و يا * و اتّصلا و من عروض عريا
شرطيه ، فعل شرط مضارع ، فاعل ، متعلق به مضارع ، عطف به واو ، عاطفه ، فعل و فاعل عطف به فعل شرط ، عاطفه ، متعلق به مابعد ، فعل و فاعل عطف به فعل شرط ( ادامه دارد ) .
اگر ساكن باشد حرف قبل از واو و ياء و متصل به هم باشند ( يعنى در يك كلمه باشند ) و از عارضى بودن ( سكون يا سابق ) مجرد باشند ( ادامه دارد ) .
967
فياء الواو اقلبنّ مدغما * و شذّ معطى غير ما قد رسما
جزائيه ، مفعول دوم مقدّم ، مفعول اول مقدم ، فعل امر و فاعل و نون تأكيد ، حال براى فاعل ، عاطفه ، فعل ، فاعل ، ضمير نايب فاعل در آن مفعول اول ، مفعول دوم معطى ، موصول مضاف اليه ، حرف تحقيق ، ماضى مجهول و نايب فاعل و الف اطلاق جمله صله .
پس به ياء ، حرف واو را قلب كن البته ، در حالى كه ادغامكننده هستى ( ياء را در ياء ) ( مانند هيون و هيّن ) و كم است عطاشدهء به غير آن حكمى كه مقرّر شد .
968
من واو او ياء بتحريك اصل * الفا ابدل بعد فتح متّصل
متعلق به ابدل ، عطف به مجرور ، متعلق به محذوف صفت معطوف و معطوفعليه ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صفت براى مجرور ، مفعول مقدّم ، فعل امر و فاعل ، ظرف متعلق به امر ، مضاف اليه ، صفت فتح .
از حرف ياء و يا حرف واوى كه متحرك به حركت اصلى هستند ، الف را بدل بياور در