و بگو به كسى كه گفت : أتت بنت ( آمد دخترى ) ، منة و نون من قبل از تاء ، در تثنيه مؤنث ساكن شده است .
754
و الفتح نزر و صل التّا و الالف * به من باثر ذا بنسوة كلف
عاطفه ، مبتدا ، خبر ، عاطفه ، فعل امر و فاعل ، مفعول ، عطف به التاء ، دو جار و مجرور بعدى متعلق به امر ، اسم اشاره مبتدا ، متعلق به مابعد ، خبر جملهء اسميّه مقول قول محذوف ( باثر قولك ) .
و فتحه دادن نون ، كم است و متّصل كن تاء و الف را به من در عقب « ذا بنسوة كلف » ( اين فرد به زنانى گرفتار شده است كه در حكايت مىگوئيم : منات ) .
755
و قل منون و منين مسكنا * ان قيل جا قوم لقوم فطنا
عاطفه ، فعل امر و فاعل ، مفعول ، عطف به منون ، حال براى فاعل ، حرف شرط ، ماضى مجهول فعل شرط ، فعل ، فاعل ، متعلق به جاء ، صفت براى قوم جمله محلا مرفوع نائب فاعل قيل . جواب شرط محذوف است .
و بگو منون و منين در حالى كه ساكنكننده هستى ( نون جمع را ) ، اگر گفته شود : جاء قوم لقوم فطنا ( آمدند قومى بسوى قومى كه زيرك بودند ) .
756
و ان تصل فلفظ من لا يختلف * و نادر منون في نظم عرف
عاطفه ، حرف شرط ، فعل شرط مضارع و فاعل ، فاء جزائيه ، مبتدا ، مضاف اليه ، مضارع منفى و فاعل جمله خبر و جملهء اسميه محلا مجزوم جواب شرط ، عاطفه ، خبر مقدم ، مبتداى مؤخّر ، متعلق به نادر ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صفت نظم .
و اگر متّصل سازى ( من را به كلام ) ، پس لفظ من تغيير نمىكند ( مثلا در همهء موارد : جاء رجل و يا امرأة و يا رجلان و يا امرأتان و يا رجال گفته مىشود : من يا هذا ) و كم است منون