جمله محلا مجزوم جواب شرط ، مفعول ، متعلق به محذوف صفت براى مفعول ، مضاف اليه .
و ختم كن آن وزن فاعل را در صورت تأنيث به تاء تأنيث ( مانند ثالثة و عاشرة ) و هرگاه مذكر بياورى ( آن را ) ، پس ذكر كن وزن فاعل را بدون تاء ( ثالث و عاشر ) .
740
و ان ترد بعض الّذي منه بنى * تضف اليه مثل بعض بيّن
عاطفه ، حرف شرط ، فعل شرط مضارع و فاعل ، مضاف و مضاف اليه مفعول ، متعلق به بنى ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله ، مضارع مجزوم جواب شرط و فاعل ، متعلق به مضارع ، مضاف و مضاف اليه حال براى مفعول محذوف تضف ، صفت بعض .
و اگر اراده كردى بعضى از آن اعدادى را كه ، از آن ساخته شده است وزن فاعل ( مثلا از ثالث ، يكى از سه تا را خواستيد بيان كنيد ) ، اضافه مىكنى وزن فاعل را به آن عدد در حالى كه مثل آن بعض آشكار است ( مثلا اگر خواستيد يكى از سه تا را بيان كنيد ، مىگوئيد : ثالث ثلاثة ) .
741
و ان ترد جعل الاقلّ مثل ما * فوق فحكم جاعل له احكما
عاطفه ، حرف شرط ، فعل شرط مضارع و فاعل ، مفعول ، مضاف اليه مفعول اول جعل ، مفعول دوم ، موصول مضاف اليه ، ظرف متعلق به محذوف صله ، فاء جزائيه ، مفعول مقدم ، مضاف اليه متعلق به احكم ، فعل امر و فاعل و الف منقلب از نون تاكيد خفيفه جمله جواب شرط .
و اگر خواستى ( از وزن فاعل در عدد ) ، قرار دادن عدد كمتر را ، مثل آن عددى كه بالاتر از آن است ، پس حكم ( وزن ) جاعل ( يعنى وزن فاعل ) را براى آن وزن فاعل ، حكم كن البته ( مثلا سه كتاب نزد شما هست و شما مىخواهيد ، يكى به آن اضافه كنيد مىگوئيد : هذا رابع ثلاثة ) .
742
و ان اردت مثل ثاني اثنين * مركّبا فجىء بتركيبين
عاطفه ، حرف شرط ، فعل شرط ماضى و فاعل ، مفعول ، مضاف اليه ، مضاف اليه ، حال براى