تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
و الغاء كن البته عارض از وصفيت را ( يعنى وصف عارض را در منع صرف بىتأثير بدان ) . مثل اربع و الغاء كن عارض از اسميّت را ( يعنى اگر اسم بودن براى وزن افعل عارض باشد و وصفيت اصلى ، مثل ادهم ، در اين صورت به منع صرف خود باقى مىماند ) . 654
فالادهم القيد لكونه وضع * في الاصل وصفا انصرافه منع
تفريع ، مبتداى اوّل ، عطف بيان ، متعلّق به منع ، ضمير مذكر غايب مضاف اليه و اسم كون ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله محلا منصوب خبر كون ، متعلّق به ماضى ، حال براى نايب فاعل ، مضاف و مضاف اليه مبتداى ثانى ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله خبر مبتداى ثانى و جملهء آن نيز محلا مرفوع خبر براى مبتداى اوّل . پس ادهم يعنى زنجير ، براى اين كه وضع شده است در اصل به عنوان صفت ، منصرف بودن آن ممنوع گرديده است . 655
و اجدل و اخيل و افعى * مصروفة و قد ينلن المنعا
عاطفه ، مبتدا ، دو اسم بعدى عطف به اجدل ، خبر ، عاطفه ، حرف تقليل ، فعل و فاعل مفعول . و اجدل ( پرنده‌اى به نام باز ) و اخيل ( پرنده‌اى داراى خال ) و افعى ( افعى ، اين سه اسم در اصل براى اسم بودن وضع شده‌اند و لذا ) منصرف هستند و گاهى داده شده‌اند منع صرف را . 656
و منع عدل مع وصف معتبر * في لفظ مثنى و ثلاث و اخر
عاطفه ، مضاف و مضاف اليه مبتدا ، ظرف متعلّق به محذوف صفت عدل ، مضاف اليه ، خبر ، متعلّق به معتبر ، مضاف اليه ، دو اسم بعدى عطف به مثنى . و غير منصرف نمودن عدل كه با وصفيت همراه است ، لازم است در لفظ مثنى ( كه معدول و برگردانده شده از اثنين اثنين است ) و ثلاث ( كه در اصل ثلاثة ثلاثة است ) و اخر ( كه معدول از آخر است ) .