تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
تأنيث ، معرفه ، و نكره بودن ) متابعت مىكند . ويژگى نعت سببى : اگر به اسم ظاهر رفع نداد ، در چهار چيز از ده چيز متابعت مىكند ، امّا اگر به اسم ظاهر رفع داد ( رجل عالم ابوه ، در دو چيز از پنج چيز ( افراد ، تثنيه ، جمع ، تعريف و تنكير ) متابعت مىكند . حكم نعت با فاعلش ، همان حكم فعل با فاعلش است .

كلماتى كه نعت واقع مىشوند :

1 - اسم مشتق ، صعب ، عالم . 2 - شبه مشتق ، اسم اشاره و ذو از اسماء ستّه . 3 - اسم داراى ياء نسبت ، تهرانىّ . 4 - مصدر كه بايد مفرد مذكّر باشد ، امرئة عدل . 5 - جملهء خبريّه كه بايد داراى رابط باشد ، يوما ترجعون فيه الى اللّه . 6 - شبه جمله يعنى ظرف و جار و مجرور ، رجل من الكرام عندنا . اگر موصوف ، دو معمول دو عاملى كه معنا و عملا يكى هستند ، باشد ، صفت را به صورت تثنيه و تابع ( نه قطع از تابعيت مثلا خبر براى مبتداى محذوف ) مىآوريم ، مانند ذهب زيد و انطلق عمرو العالمان . امّا اگر دو عامل مذكور از نظر معنا و عمل ، متفاوت بودند ، صفت را از تابعيّت قطع و آن را خبر مبتداى محذوف و يا مفعول فعل محذوف قرار مىدهيم ، مانند جاء زيد و مات عمرو العاقلان . اگر موصوف واحد و صفت متعدّد بود ، چنان كه ذكر صفات براى توضيح و تخصيص موصوف لازم باشد ، در اين صورت صفات به عنوان تابع آورده مىشوند و قطع آنها از تابعيت جايز نيست ، در غير اين صورت ، قطع آنها از تابعيت جايز است ، اگر بعضى از صفات براى تخصيص موصوف بودند و بعضى ديگر نبودند ، هركدام جداگانه ، حكم خودش را خواهد داشت . با وجود قرينه ، مىتوان هريك از صفت و موصوف را حذف كرد ، البته حذف صفت كم است .