تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
عاطفه ، فعل امر و فاعل ، موصول مفعول‌به ، فعل و فاعل جمله صله ، مفعول‌به ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله ، عاطفه ، اسم شرط مبتداء ، فعل ماضى فعل شرط و ضمير مستتر فاعل ، متعلق به ماقبل ، مفعول ، جزائيه ، خبر براى مبتداى محذوف . اين جمله محلا مجزوم جواب شرط و جملهء فعل و جواب شرط خبر براى مبتدا يعنى اسم شرط . و جرّ بده آن اسمى را كه تابع مىشود اسمى را كه مجرور شده است ( به وسيلهء اضافهء مصدر مانند عجبت من ضرب زيد الظريف ) و كسى كه مراعات كند ( در اعراب تابع يعنى ) در تابع آوردن ، محلّ ( متبوع ) را پس عمل نيكو نموده است .

چكيدهء بحث اعمال مصدر :

هرمصدر همچون فعل مشتق از خودش عمل مىكند ، اگر متعدى باشد عمل متعدى و اگر لازم بود ، عمل لازم را . براى اعمال مصدر اين شرائط وجود دارد ، ضمير نباشد ، تاء وحدت نداشته باشد ، تثنيه و يا جمع نباشد و بالاخره بتوان فعلش را همراه با أن و يا ماء مصدريّه به‌جاى آن آورد . در صورت فقدان اين شروط ، مصدر فاقد عمل خواهد بود . اسم مصدر هم اگر علم نباشد ، عمل خواهد كرد . فرق مصدر و اسم مصدر : در مصدر جنبهء صدور از فاعل مورد توجه است ، اما در اسم مصدر جنبهء حدوث فعل بدون ملاحظهء صدور آن از فاعل .

صور استعمال مصدر

1 - مضاف به فاعل و يا مفعولش 2 - با « ال » 3 - مجرّد از ال و اضافه تابع فاعل و يا مفعول مصدر كه مضاف اليه واقع شده است ، مىتواند اعراب لفظ آن دو يعنى جرّ را بگيرد و مىتواند اعراب محل آن دو را تبعيت نمايد . عمل مصدر مجرد قليل و عمل مصدر محلّى به « ال » اقلّ از آن است .