آن وزنهائى ( از اسم فاعل و صيغهء مبالغه ) كه غير مفرد است ( يعنى تثنيه و جمع است ) ، مثل مفرد قرار داده شده است در حكم ( عملكردن ) و شروط ( عملكردن ) هرجا كه عمل كند .
435
و انصب بذي الاعمال تلوا و اخفض * و هو لنصب ما سواه مقتضى
استيناف ، فعل امر و فاعل ، متعلق به ماقبل ، مضاف اليه ، مفعول ، عاطفه ، فعل امر و فاعل ، عاطفه ، مبتداء ، متعلق به مقتضى ، موصول مضاف اليه ، مضاف و مضاف اليه ظرف متعلق به محذوف صله ، خبر .
نصب بده به سبب اسم فاعل شايستهء اعمال ، مابعد آن را و جرّ بده و اسم فاعل براى نصب دادن ما سواى اسم بعد از خودش ، صلاحيت دارنده است .
436
و اجرر او انصب تابع الّذي انخفض * كمبتغي جاه و مالا من نهض
عاطفه ، فعل امر و فاعل ، عاطفه ، فعل امر و فاعل ، مفعول براى يكى از دو فعل امر به طريقهء تنازع ، موصول مضاف اليه ، فعل و فاعل جمله صله ، كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن الخ ، اسم فاعل خبر مقدّم ، مضاف اليه ، عاطفه ، عطف به محلّ جاه ، موصول اسمى مبتداى مؤخّر ، فعل و فاعل جمله صله . مجموع جمله مقول قول محذوف .
و جرّ بده و يا نصب بده ، تابع مفعول اسم فاعل را كه ( در اثر اضافهء اسم فاعل به آن ) مجرور است ، مانند مبتغى جاه و مالا من نهض ( طالب مقام و ثروت كسى است كه برخيزد و حركت كند . در اينجا « مالا » مىتواند به لفظ « جاه » كه مفعول و مضاف اليه اسم فاعل است و يا به محل آن عطف شود ) .
437
و كلّ ما قرّر لاسم فاعل * يعطى اسم مفعول بلا تفاضل
استيناف ، مبتداء ، موصول مضاف اليه ، ماضى مجهول و نائب فاعل جمله صله ، متعلق به