احكام مذ و منذ :
1 - اگر بعد از آن دو اسم مرفوع و يا جمله واقع شود ، اسم خواهند بود و نه حرف .
2 - اگر بر جمله داخل شود ، ظرف بوده و به جمله اضافه مىشوند .
3 - اگر بعد از آن دو اسم مرفوع باشد ، آن دو مبتدا و مابعد آن دو خبر است .
4 - اگر در زمان ماضى به كار رفتند ، به معناى اول مدت و در غير ماضى به معناى جميع مدت هستند .
5 - اگر مابعد خود را جرّ دادند ، از حروف جارّه خواهند بود .
6 - اگر از حروف باشند و در زمانى ماضى به كار روند ، به معناى من و در زمان حال به معناى فى خواهند بود .
معناى ربّ :
1 ) تقليل 2 ) تكثير
واو و تاء براى قسم هستند . خلا و علا و حاشا براى استثناء هستند .
كى به معناى لام تعليل است و در صورتى عمل جرّى خواهد داشت كه به ماى استفهام و يا ان و يا ماى مصدريه متّصل باشد ؛
لعلّ در لغت عقيل جرّ مىدهد .
ماء زائده بعد از حروف من و عن و باء به كار رفته و مانع عمل جرى آنها نيست ، مانند فبما رحمة . ماء زائده بعد از دو حرف ربّ و كاف داخل شده و جلوى عمل جرّى آن دو را مىگيرد .
گاهى حرف ربّ ، بعد از حرف فاء و بل ، واو حذف شده و در عين حال عمل جرّى آن باقى است ، مانند بل بلد أى ربّ بلد . اين حذف بعد از واو زياد است . برخى از ديگر حروف غير از ربّ نيز گاهى سماعا و گاهى قياسا حذف شده و در عين حال عمل جرّى آن باقى است .
باب اضافه
385
نونا تلي الأعراب او تنوينا * ممّا تضيف احذف كطور سينا
مفعول مقدّم براى احذف ، فعل مضارع و فاعل جمله صفت ، مفعول ، عاطفه ، عطف به نونا ،