به من ، ماضى مجهول ، لفظ « ما » نائب فاعل ، عاطفه ، فعل جحد و فاعل ، متعلّق به ماقبل ، حرف تحقيق ، ماضى مجهول و نائب فاعل جمله محلا مجرور صفت براى عمل .
و بعد از حروف جارّهء من ، عن و باء ، زائده شده است « ما » ، پس بازنداشته است ( آنها را ) از عمل جرّى كه معلوم شد .
382
و زيد بعد ربّ و الكاف فكفّ * و قد يليهما و جرّ لم يكفّ
عاطفه ، ماضى مجهول و نائب فاعل ، ظرف متعلق به ماقبل ، مضاف اليه ، عاطفه ، عطف به ربّ ، فاء تفريع ، فعل و فاعل ، عاطفه ، حرف تقليل ، فعل و فاعل و مفعولبه ، واو حاليه ، مبتداء ، فعل جحد مجهول و ضمير مستتر نائب فاعل جمله خبر و جملهء اسميه .
و زائده شده است « ما » بعد از ربّ و كاف پس بازداشته است ( آن دو را ) از عمل جرّ و گاهى هم عقب درمىآيد ماء زائده آن دو حرف را ، در حالى كه عمل جرّ دادن آن دو ممنوع نمىشود ( يعنى گاهى ماء زائده آن دو را از عمل بازمىدارد و گاهى هم بازنمىدارد ) .
383
و حذفت ربّ فجرّت بعد بل * و الفا و بعد الواو شاع ذا العمل
عاطفه و يا استيناف ، ماضى مجهول ، لفظ ربّ نائب فاعل ، فاء عاطفه ، فعل و ضمير مستتر فاعل ، ظرف مكان متعلق به ماقبل ، لفظ بل مضاف اليه ، عاطفه ، عطف به بل ، عاطفه ، ظرف متعلق به شاع ، مضاف اليه ، فعل ، اسم اشاره فاعل ، بدل و يا عطف بيان و يا صفت براى اسم اشاره .
و حذف مىشود حرف جرّ ربّ ، پس جرّ مىدهد بعد از بل و فاء ( مانند : بل بلد و فمثلك ) و بعد از او زياد است اين عمل جرّى ( براى ربّ محذوف ، مانند : و ليل كموج البحر ) .
384
و قد يجرّ بسوى ربّ لدى * حذف و بعضه يرى مطّردا
عاطفه ، حرف تقليل ، مضارع مجهول ، جار و مجرور نائب فاعل ، لفظ ربّ مضاف اليه ،