و استعمال شده است حرف كاف ، به عنوان اسم و همينطور است عن و على ( به عنوان اسم به كار مىروند ) . به خاطر اين استعمال ( يعنى به عنوان اسم ) ، بر آن دو ( عن و على ) حرف من داخل شده است .
379
و مذ و منذ إسمان حيث رفعا * او اوليا الفعل كجئت مذ دعا
استيناف ، لفظ مذ مبتداء ، عاطفه ، عطف به مذ ، خبر ، ظرف مكان محلا منصوب متعلّق به محذوف صفت براى مذ و منذ ، فعل و فاعل و الف اطلاق جمله محلا مجرور مضاف اليه حيث ، عاطفه ، ماضى مجهول و الف تثنيه نائب فاعل كه در اصل مفعول دوّم آن است ، مفعول اول ، كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن متعق به محذوف خبر براى مبتداى محذوف ، فعل و فاعل ، ظرف متعلق به ماقبل ، فعل و فاعل جمله مضاف اليه مذ .
مذ و منذ دو اسم هستند ، در جائى كه رفع بدهند ( مابعد خود را مانند : ما رأيته مذ يومان ) و يا واقع شوند قبل از فعل ، مانند : جئت مذ دعا .
380
و ان تجرّا في مضىّ فكمن * هما و في الحضور معنى في استبن
عاطفه ، حرف شرط ، مضارع مجزوم فعل شرط و الف تثنيه فاعل ، متعلق به ماقبل ، فاء جزائيه ، جار و مجرور متعلق به محذوف خبر مقدم ، مبتداى مؤخّر ، عاطفه ، متعلق به استبن ، مضاف و مضاف اليه مفعول مقدّم ، فعل امر و فاعل .
و اگر جر بدهند مذ و منذ در ماضى ، پس مثل حرف من ابتدائيت هستند آن دو ( مانند : ما رأيته مذ يومين اى من يومين ) و در زمان حال معناى ظرفيّت را ( به وسيلهء آن دو ) آشكار كن ( مانند : اكرمك مذ يومنا أى فى يومنا ) .
381
و بعد من و عن و باء زيد ما * فلم يعق عن عمل قد علما
عاطفه ، ظرف مكان متعلق به زيد ، لفظ من مضاف اليه ، عاطفه ، عطف به من ، عاطفه ، عطف