مفعول اوّل ظنّ نباشد مانند ضربت و ضربنى زيد ، حال اگر ضمير مذكور ، خبر و يا مفعول اول ظنّ بود ، تأخير ضمير واجب است . مانند : « كنت و كان زيد صديقا ايّاه » و « ظننت منطلقة و ظنّتنى منطلقا هند ايّاها » .
واجب است به جاى ضميرى كه براى مهمل آورده مىشود ، چنانچه آن ضمير در اصل خبر براى مبتدائى بوده كه با متنازع فيه مطابقت ندارد ، اسم ظاهر آورده شود ، مانند اسم ظاهر « اخا » در آخرين بيت .
[ باب ] مفعولهاى پنجگانه
مفعول مطلق
286
المصدر اسم ما سوى الزّمان من * مدلولى الفعل كامن من امن
مبتداء ، خبر ، موصول اسمى مضاف اليه ، ظرف متعلّق به محذوف صله ، مضاف اليه ، متعلّق به سوى ، مضاف اليه جار و مجرور متعلّق به محذوف خبر براى مبتداى محذوف ، جار و مجرور متعلّق به محذوف صفت براى أمن .
مصدر اسم ( است براى ) ما سواى زمان از دو معناى يك فعل ( هرفعلى مفيد دو معناست ، يكى معناى مصدرى و ديگرى زمان ) ، مانند أمن براى فعل أمن .
287
بمثله او فعل او وصف نصب * و كونه اصلا لهذين انتخب
جار و مجرور متعلّق به نصب ، ضمير مفرد مذكر مضاف اليه ، عطف به مثل ، عاطفه ، عطف به مثل ، ماضى مجهول و نائب فاعل ، عاطفه ، مضاف و مضاف اليه مبتدا ، خبر كون مصدر ناقص ، متعلّق به اصلا و يا متعلّق به محذوف صفت براى اصلا ، ماضى مجهول و نائب فاعل جمله خبر مبتدا .
( مصدرى كه مفعول مطلق است ) به وسيلهء مثل خودش ( يعنى به وسيله مصدر ) و يا به