تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
284
و اظهر ان يكن ضمير خبرا * لغير ما يطابق المفسّرا
استيناف ، فعل امر و فاعل ، حرف شرط ، فعل ناقص مجزوم فعل شرط ، اسم ، خبر ، متعلق به خبرا ، موصول اسمى مضاف اليه ، فعل و فاعل ، مفعول‌به جمله صله ، جواب شرط محذوف است ( فأظهره ) . اسم ظاهر بياور ( مفعول فعل مهمل را ) اگر ضمير ( ى كه بر فرض مفعول آن آورده مىشد ، در اصل ) خبر براى مبتدائى كه غير مطابق با اسم مفسّر ( متنازع فيه ) است ، باشد ، ( چرا كه اگر ضمير آورده شود ، چنانچه با مبتدا مطابقت كند ، با اسم متنازع فيه مطابقت نخواهد داشت و برعكس . مثال اين حكم در بيت بعدى مىآيد . 285
نحو اظنّ و يظناني اخا * زيدا و عمرا اخوين في الرّخا
خبر براى مبتداى محذوف يعنى ذلك ، فعل مضارع و فاعل ، عاطفه ، فعل و فاعل و مفعول اول مفعول دوم يظنانى ، مفعولى اول أظنّ ، عاطفه ، عطف به زيدا ، مفعول دوم اظنّ ، مورد تنازع هريك از دو فعل قبلى . آن مانند ( اين مثال است ) : اظنّ و يظنانى اخا زيدا و عمروا اخوين فى الرّخا ( گمان دارم زيد و عمرو را دو برادر در آسايش و گمان دارند آن دو نفر مرا ، برادر خود .

چكيدهء بحث تنازع :

اصطلاح نحوى تنازع :

توجه دو عامل به معمول واحد كه هركدام مقتضى عمل در آن را دارند . آن معمول واحد را متنازع‌فيه مىگويند ، مانند ضربت و اكرمت زيدا .

حكم تنازع :

عمل در متنازع فيه را به يكى از دو عامل داده و براى ديگرى ، عمل در ضمير آن در نظر مىگيريم . به عقيدهء بصريين ، عمل به دومى و به عقيدهء كوفيين ، عمل به اولى داده مىشود . اگر عمل را به دومى داديم و عامل اول مهمل شد ، در دو صورت ضميرى كه ( البته غير مرفوع است و به آن داده مىشود ، واجب الحذف است ، يعنى در صورتى كه آن ضمير ، خبر و يا