مفعول مقدم اذكر ، فعل امر و فاعل ، مضاف و مضاف اليه ( به اضافهء لفظى كه كسب تعريف و تخصيص نمىكند ) حال براى فاعل اذكر .
پس نصب بده بوسيلهء لاى نفى جنس ، مضاف يا شبه مضاف را و بعد از آن خبر آن را ذكر كن در حالى كه رفعدهنده هستى آن را .
199
و ركّب المفرد فاتحا كلا * حول و لا قوّة و الثّاني اجعلا
عاطفه ، فعل و فاعل ، مفعولبه ، حال براى فاعل ركّب ، كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن اين جار و مجرور متعلق به عامل مقدّر خبر براى مبتداى محذوف ، لاء حرف نفى جنس ، اسم و موجود محذوف خبر آن ، عاطفه ، حرف نفى جنس ، اسم و موجود محذوف خبر آن اين جمله عطف به جملهء قبلى ، عاطفه ، مفعول اول ، فعل و فاعل و الف اطلاق ( يا الف مبدّل از نون تأكيد خفيفه در حالت وقفى ) ، مفعول دوم آن در بيت بعدى مىآيد .
و مركب كن اسم مفرد را ( با لا نفى جنس ) در حالى كه فتحهدهندهاى ( آن را يعنى مبى بر فتح مىكنى ) ، مانند : لاى حول و لا قوة و دومى را ( اسم دومى كه تكرار شده كه در اين مثال قوة مىباشد ) قرار بده حتما . . .
منظور از اسم مفرد در اينجا اسمى است كه مضاف و شبه مضاف نباشد .
200
مرفوعا او منصوبا او مركّبا * و ان رفعت اوّلا لا تنصبا
مفعول دوم براى فعل اجعل در بيت قبلى ، عاطفه ، عطف به مرفوعا ، عاطفه ، عطف به مرفوعا ، عاطفه ، حرف شرط ، فعل ماضى محلا مجزوم فعل شرط و فاعل ، مفعولبه ، فعل نهى و فاعل ، الف مبدل از نون تأكيد خفيفه ، جمله محلا مجزوم جواب شرط فاء جزائيه به ضرورت شعرى محذوف است .
( و دومى را قرار بده حتما ) مرفوع و يا منصوب و يا مركب و اگر رفع دادى اسم اولى را ( پس ) نصب نده البته ( اسم دومى را ) .