از خزيمه ( كه قبلا نقل شد ) مىگويد :
در آنجا ، اثبات قرآن با خبر واحد نبوده است چون زيد آن آيه را از رسول خدا ( ص ) شنيده بود و جاى آن را در سوره احزاب از پيامبر ( ص ) آموخته بود و مىدانست . همانطور كه ساير صحابه هم مىدانستند منتهى فراموش كرده بود و وقتى كه از خزيمه شنيد ، يادش آمد . و بطور كلى جستجوى او از افراد ، براى اطمينان بيشتر بوده نه براى اينكه علم به آيه پيدا كند « 1 » .
ولى اين توجيه برهانى ندارد زيرا بر فرض كه ما آن را بپذيريم آيا با علم و اطمينان زيد و خزيمه تواتر ثابت مىشود ؟ و آيا همه صحابه اين آيه را فراموش كرده بودند ؟ ! ! و از طرفى شايد همه اصحاب حتى خزيمه آيهاى را فراموش كرده باشند ! ! و كسى نبوده كه به آنها ياد - آورى كند ! و به ايشان پشت گرمى بدهد ! ! بدتر از اين توجيه زركشى درباره آخرين آيات سوره توبه راجع به حرف زيد است كه از قول زيد نقل كرده كه : آخر سوره برائت را پيش كسى غير از خزيمه نيافتم ! بنا به توجيه زركشى ، منظور اين است كه آيه شريفه نزد كسانى كه در رديف زيد بودهاند « 2 » ، وجود نداشته است ، و پر واضح است كه اين توجيه دليل مقبولى ندارد .
گروهى كوشش كردهاند تا قضيه خزيمه را به اين نحو تصحيح كنند كه صحابه ، اين آيه را به صورت كتبى بجز پيش خزيمه نزد ديگرى پيدا نكردند . بر خلاف آيات ديگر كه ديگران هم آنها را نوشته بودند « 3 » .
اين توجيه هم ، پذيرفتنى نيست . چه اينكه قيد كتابت در هيچ
هامش
( 1 ) البرهان : ج 1 ، ص 236
( 2 ) البرهان : ج 1 ، ص 239
( 3 ) مناهل العرفان : ج 1 ، ص 266