همه اينها با اندكى دقت ، دلالت مىكند بر اينكه قرآن مجموعهاى منظم و كامل بوده است و كسى كه با اين نظريه مخالفت ورزد ، از اماميه باشد ، يا از حشويه « 1 » ، مخالفتش قابل اعتناء و توجه نبوده ، اهميتى به آن داده نمىشود . و بايد دانست كه مخالفت در اين مسئله ، منسوب به گروهى اخبارى است كه بنقل اخبار ضعيف پرداخته ، خيال كردهاند آنها صحيح و قابل اعتماد مىباشند .
در صورتى كه با آن اخبار ضعيف ، نمىتوان دست از آنچه كه معلوم و قطعى است برداشت « 2 » . ابن حزم از سيد مرتضى نقل مىكند : كه ايشان تكفير مىكرد هر كسى را كه معتقد است كه چيزى از قرآن كم يا زياد شده يا تغييرى در آن رخ داده است و همينطور بودند ابو القاسم رازى و ابو يعلى طوسى « 3 » .
4 - شيخ الطائفه ابو جعفر محمد بن حسن طوسى
متوفاى 461 هجرى مىگويد :
اما سخن درباره نقص و زياده شايستهء مقام قرآن نيست .
چون مسلمانان اتفاق نظر دارند كه چيزى بر قرآن افزوده نشده است و اما راجع به كم شدن چيزى از قرآن ، باز هم آنچه از مذاهب مختلف مسلمانان بدست مىآيد ، اينست كه چنين چيزى اتفاق نيفتاده است .
و در مذهب ما قضيه به همين شكل است و اين همان عقيدهاى است كه مرحوم سيد مرتضى آن را پذيرفته و ثابت كرده است و ظاهر روايات هم همين است .
البته روايات زيادى از طرق سنى و شيعه مبنى بر كم شدن
هامش
( 1 ) حشويه گروهى از معتزله هستند . مترجم
( 2 ) مجمع البيان : ج 1 ، ص 15
( 3 ) لسان الميزان : ج 4 ، ص 223