داد ؟ آيا اين وحى مربوط به دورهء اول مكه است ؟ و يا مربوط به ديرتر از آنست ؟ براى حل مسأله استدلال يك نفر مؤلف مسلمان را مورد استفاده قرار مىدهيم . براى ما ممكن نيست كه بگوئيم پيامبر ( ص ) دهسال در مكه مانده باشد و نمازى بدون الفاتحه خوانده باشد ، اينجا مطلبى است كه عقل نمىتواند بپذيرد . « 373 »
اين استدلال بطور مسلم به جائى نمىرسد . . . » على اى حال ، و يا به حساب آوردن موارد متشابه با وجود همهء مشكلات ، مىتوان گفت كه اكثريت سورهها به اندازه كافى محتوى دلايلى هستند كه بشود آنها را در يك رشتهء مناسب جاى داد . بدين جهت ، پس از 13 قرن ، با الهام گرفتن از متد تصحيح شده بوسيلهء نلدكه و شوالى ، به يك طبقهبندى مجددى از متون قرآن مىرسيم كه بدون اينكه گفته شود از يك ترتيب نزول زمانى يافت نشدنى تبعيت كرده ، در خطوط كلى خود با تبليغ محمد ( ص ) و آنچه ما دربارهء تجربيات مذهبى همانند ديگر مىدانيم قابليت انطباق دارد .
بديهى است اين تقسيمبندى مجموعهاى را بدست مىدهد كه اگر پيامبر ( ص ) فرموده بود وحى نازل شده را هر روز بنويسند و به ترتيب پشت سر هم قرار دهند تا قرآنى كامل به ترتيب نزول فراهم آيد ، اين قرآن با آن مجموعه تفاوت فاحشى مىداشت . مع ذلك چه كسى مىتواند انكار كند كه يك چنين طبقهبندى سورهها ، على رغم بىاعتماديها و هنجار حدسى و حتى گاهى از اوقات فرضى بودن آن ، بر مبادى اسلام نورى خواهد افكند و خواهد توانست كه در راه بهتر فهميدن كتابى كه مورد احترام قسمت بزرگى از جامعهء بشرى است به ما كمك كند ؟
هامش
( 373 ) واحدى ؛ نزول 13 .