تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
تحت الشعاع قرار گرفت .

ترتيب قطعى مصحف

ممكن است كه طرد و محكوم ساختن هر قراءتى جز قراءتهاى هفتگانه ، از ناحيهء مورخان و لغويان انتقاداتى به بار آورد ، از جنبهء عملى قضيه مسلما اين كار ( حصر قراءتها در هفت قراءت ) راه را براى وحدت مصحف باز كرده است . با در نظر گرفتن جنبهء « اختيار » و « انتخاب » قاريان غير از اين هم نمى - توانست باشد . مثلا وقتى كه به پيدايش قراءت ابو عمرو بن العلاء مى انديشيم ، به خوبى مىتوان آنچه را كه اين استاد بصرى به نافع مدنى و ابن كثير مكى مديون است حدس زد . مخصوصا اين عقيده وقتى قطعيت مىيابد كه در كتاب دانى مىبينيم براى همين يك قراءت تقريبا هميشه نام اين سه رئيس مكتب پهلو به پهلو چهره مىنمايند . به همين ترتيب دربارهء كوفيان نيز مىتوان گفت كه رابطهء متقابلى ميان شاگرد و استاد وجود دارد . در آخرين تجزيه و تحليل ، اختلافات فقط وقتى جنبهء قطعى به خود مىگيرند كه از مكتب حجاز و بصره به مكتب كوفه برويم . معذالك ، همانطور كه خواهيم ديد ، اين اختلافات بقدرى ناچيزند كه به آسانى مىتوان آنها را ناديده گرفت . از آنجا كه قراءتهاى « سبعه » و يا « عشره » همه متكى بر مصحف عثمانى هستند ، اينها بجز اوراقى كه بىنهايت به كليشه اصلى شباهت دارند چيز ديگرى نيستند . بدون گفتگو تفوق فلان و يا به همان قراءت در منطقهء مفروضى از جهان اسلامى ، بر نسخه‌هاى قرآنى كه در آن منطقه تدوين گشته تأثير مىگذارد . از طرف ديگر انقلاب بزرگى در كتابت مورد استعمال « كتاب خدا » پديد مىآيد . حوالى قرن 5 / 11 الفباى « كوفى » متدرجا از صحنهء استعمال خارج مىشود و الفباى ديگرى با حروف