بوده ، نمىتواند در آن واحد بر همه كس لازم الاجراء باشد .
برترى هفت قارى
در حدود اواسط قرن سوم / نهم جريانى بسيار قوى مشاهده مىشود كه سعى دارد تنها هفت قارى را نمايندهء قراءت قرآنى بشناساند . اين فكر با روايات نيز پشتيبانى مىشود . بنابر دو خبر كه مىگويند به ابن عباس و خليفهء عمر مىرسد ، محمد ( ص ) شخصا تاييد كرده است كه قرآن به « هفت حرف » نازل شده است . « 158 » اين كلمهء « أحرف جمع حرف » معمائى شده و در حدود چهل تفسير در اين باره پيش آمده است « 159 » .
چنين به نظر مىرسد كه در اينجا معنى « احرف » همان قراءت باشد غالبا اين كلمه قريب به معناى قراءت به كار رفته و با يك اختلاف كوچكى همان معنى را مىدهد « 160 » . اما دربارهء عدد هفت ، علاوه بر اثر جادويى
هامش
( 158 ) بخارى : فصل فضائل القرآن ، ترجمه 3 : 524 ، اتقان 35 ، طبرى 10 ، ساير مراجع را در نلدكه ص 49 ش 6 ببينيد .
در اين باره حتى براى نخستين بار از طرف ابو عبيد ادعاى تواتر هم شد ( البرهان 1 : 212 ) ولى اصولا مورد موافقت همهء علماء نيست ( مراجعه كنيد : البيان فى تفسير القرآن 1 : 185 ببعد مراجع : ضميمه . آخر كتاب . م )
( 159 ) اتقان 56 ببعد ، لسان العرب 10 : 385 ، نلدكه : 50 و مراجعش .
( 160 ) گلدزيهر ( تفسير 37 ترجمه عربى 53 ) قبلا اصطلاح : « صاحب حروف و قراآت » ( را دربارهء كسى كه خبرهء قراآت است . م . ) به كار برده بود . كلمهء « حرف » به معنى « روش و نظام قراءت » نيز از طرف ابن جزرى 1 : 292 س 6 . نيز به كار رفته است : كانت الشأم تقرء به حرف ابن عامر . اين اصطلاح در شرح حالهائى كه ابن جزرى نوشته ( بخصوص 1 : ذيل 325 ) به صورت جمع حروف و نه ( 1 حرف ) نيز به كار رفته است : روى القراءة . . و روى