تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
« طعام روزانه شما را هنوز نياورده باشند كه پيش از آن شما را از تعبير آن خوابها چنان كه پروردگارم به من آموخته است خبر مىدهم ، من كيش مردمى را كه به خداى يكتا ايمان ندارند و به روز قيامت كافرند ، ترك كرده‌ام . من پيرو كيش پدرانم ابراهيم ( ع ) و اسحاق ( ع ) و يعقوب ( ع ) هستم و ما را نسزد كه هيچ چيز را شريك خدا قرار دهيم ، اين فضيلتى است كه خدا بر ما و بر مردم ديگر ارزانى داشته است ولى بيشتر مردم ناسپاسند اى ياران زندان ! آيا خدايان پراكنده بهتر است يا خداى يگانه مقتدر ، غير خدا پرستش نمىكنيد مگر نامهايى را كه شما و پدرانتان ناميده‌ايد و خدا دليلى دربارهء آن نازل نكرده . حكم جز حكم خدا نيست ، فرمان داده است كه جز او را نپرستيد اين است دين راست و استوار ولى بيشتر مردم نمىدانند ، اى دو زندانى ، امّا يكى از شما براى مولاى خويش شراب ريزد ، امّا ديگرى را بردار كنند و پرندگان سر او بخورند ، كارى كه دربارهء آن نظر مىخواستيد به پايان آمده است . به يكى از آن دو كه مىدانست رها مىشود ، گفت : مرا نزد مولاى خود ياد كن ، امّا شيطان از خاطرش زود كه پيش مولايش از او ياد كند و چند سال در زندان ماند . » 302 بدون ترديد يوسف ( ع ) ، دانش و آگاهى به تعبير خواب را از كسى نياموخته بود ، بلكه تنها از راه الهام - كه از معجزاتى است كه توسّط پيامبران اجرا مىشود - فرا گرفته بود . آن زندانى از زندان رها شد و ملازم شاه گرديد ، امّا شادى آزادى و ملازمت با شاه ، باعث شد كه از دوست زندانيش ، يوسف ( ع ) فراموش كند ، پس مدّت توقف او در زندان زياد شد تا با احوال مردم بيشتر آشنا شود ، تا اين كه شاه احتياج به تعبير خواب پيدا كرد ، در اين جا آن شخص به ياد يوسف ( ع ) افتاد ، اينها همه احوال نفس است كه قرآن بدان اشاره مىكند ، قرآن كريم در زمينهء تعبير خواب شاه توسط يوسف مىفرمايد : « يكى از آن دو كه رها شده بود و پس از مدّتى به يادش آمده بود ، گفت : من شما را از تعبير آن آگاه مىكنم ، مرا نزد او بفرستيد . اى يوسف ( ع ) و اى مرد راستگوى ، براى ما تعبير كن كه هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 652 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى