آن جا كه « نرون » خبيث ( امپراطور رومانى ) بر بدن آنان قير مىپاشيد و سپس آتششان مىزد و آنان را وا مىداشت كه در ركاب او باشند و از اين مشعلهاى انسانى كه بر افروخته بود به خود مىباليد و افتخار مىكرد .
بنا به نقل قرآن كريم كه مىگويد آنان سيصد و نه سال در خواب بودند ، ظهورشان همزمان با پيدايش انديشهء افلاطونى - كه مسيحيّت را نسخ كرد - بوده است و قسطنطين [ كنستانتين ] حركت خود را در مسير مكتب مثلث افلاطونى كه بر پايهء پديد آمدن جهان از علّتى [ نه از خداوند متعال ] استوار است ، آغاز و آن را به عنوان دين براى خود انتخاب كرد .
بنابراين داستان اصحاب كهف و ظهورشان [ بيدار شدنشان ] پس از سيصد و نه سال دليل محكم و قاطعى بر ردّ نظريهء مسيحيت تحريف شده و مكتب نو افلاطونيان بود كه مىگفتند : پديد آمدن مخلوقات از علّتى است ، نه از خالقى با اراده و قدرتمند .
سخن در مورد معجزات و امور خارق العاده به درازا كشيد و اين براى اثبات دو موضوع بود .
اوّل : اين كه توحيد كه اساس عقيدهء اسلام ، بلكه تمام اديان الهى است بر سه وصف استوار است .
1 - يكتايى خدا در آفرينش و در ذات ، پس او از هر گونه شباهت به پديدهها منزّه است و خداى بينا و شنوا ، مثل و مانندى ندارد و تنها او قابل پرستش است .
2 - خداوند متعال با اراده و اختيار خود هر چه بخواهد مىكند و پيدايش موجودات بر اساس اراده و قدرت اوست نه بر اساس پيدايش معلول از علّت .
3 - اثبات رسالت پيامبران برگزيدهء الهى به امر او .
دوّم : اين كه برخى از كسانى كه دين را در برابر امور تجربى خاضع كرده و مىپندارند كه به قرآن خدمت مىكنند ، بر اين عقيدهاند كه : رسالت حضرت محمّد ( ص ) بر اساس عقل استوار است نه بر امور خارق العاده ، و از تعبيرات آنان استفاده مىشود كه اسلام امور خارق العاده را نمىشناسد ، به حدّى كه
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 499
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٤٩٩