تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ قالَتْ يا وَيْلَتى أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ قالُوا أَ تَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ إِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ
« آنگاه فرستادگان ما ، ابراهيم را بشارت دادند و او را سلام گفتند ، ابراهيم جواب سلام داد ، پس چيزى نگذشت كه ابراهيم گوساله‌ايى بريان براى آنان آورد و چون ديد آنان دست به طعام دراز نمىكنند از آنها متوحّش و بيمناك شد ، گفتند : مترس كه ما فرستادگان خدا به قوم لوط مىباشيم ، در آن حال زن ابراهيم ( ساره ) ايستاده بود و از فرط شوق خنديد ، پس ما آن زن را به فرزندى به نام اسحاق و سپس يعقوب مژده داديم ، زن گفت : آيا مىشود از من با آنكه پيرم و شوهرم نيز پير و فرتوت است فرزندى پديد آيد ؟ اين چيزى بسيار شگفت انگيز است . فرشتگان به او گفتند : آيا از كار خدا تعجّب مىكنى ؟ كه رحمت خدا و بركات او بر شما اهل بيت ابراهيم است كه خدا ستوده و بزرگوار است ، چون ابراهيم را وحشت از دل رفت و بشارت فرزند آمد در آن حال با ( فرشتگان ) ما دربارهء قوم لوط به بحث و مجادله پرداخت ، كه همانا ابراهيم بسيار بردبار و بسيار دعا كننده و باز گشت كننده به سوى خدا بود ، اى ابراهيم از اين مجادلات درگذر كه هنگام قهر الهى بر اين قوم فرا رسيده و بر آنان عذابى كه حتمى است و بازگشت ندارد خواهد رسيد . » 22 مى بينيم كه در نخستين ديدار ابراهيم ( ع ) با فرشتگان امرى خارق العاده - يعنى باردار شدن پيرزنى فرتوت - صورت مىگيرد . خداوند معجزات فراوانى به دست ابراهيم خليل ( ع ) جارى كرد ، از جمله موضوع پرندگان كه مىفرمايد :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« و چون ابراهيم گفت : خدايا به من نشان ده كه چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ خداوند فرمود : باور ندارى ؟ عرض كرد : چرا ولى مىخواهم با
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 486 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى