تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
هامش
- خداوند آن‌جماعت را برمىانگيزد وأمير المؤمنين عليه السلام همگان را خون مىريزد . كرّت ديگر زنده مىگردند وبه دست حسن كشته مىشوند . هم‌چنان خداوند نشر مىكند ايشان را وحسين عليه السلام جمله را به قتل مىرساند . بدين گونه ايشان زنده مىشوند وكشته مىگردند ، چندان كه يك تن از ذريّت ما به جا نمىماند ، جز اين كه ايشان را با تيغ درمىگذراند . اين‌وقت خداوند خشم وغيظ را مرتفع مىسازد وحزن واندوه را منسى مىدارد . » اين وقت ابوعبداللَّه عليه السلام فرمود : « خداوند رحمت كند شيعيان ما را ! همانا شيعيان ما سوگند با خداى مؤمنانند وشريكند با ما در مصيبت ما به طول حزن ومحنت ودوام دريغ وحسرت . » سپهر ، ناسخ التواريخ فاطمة الزهراء عليها السلام ، 4 / 211 - 212 ونيز در كتاب ثواب الأعمال به اسناد معتبره مسطور است : قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله : « إذا كان يوم القيامة ، جاءت فاطمة في لمّة من نسائها ، فيقال لها : ادخلي الجنّة ، فتقول : لا أدخل حتّى أعلم ما صنع بولدي من بعدي ، فيقال لها : انظري في قلب القيامة ، فتنظر إلى الحسين قائماً وليس عليه رأس ، فتصرخ صرخة وأصرخ لصراخها ، وتصرخ الملائكة لصراخنا ، فيغضب اللَّه عزّ وجلّ لنا عند ذلك ، فيأمر ناراً يقال لها هبهب ، قد أوقد عليها ألف عام حتّى اسودّت ، لا يدخلها روح أبداً ولا يخرج منها غمّ أبداً ، فيقال لها : التقطي قتلة الحسين صلوات اللَّه عليه وحملة القرآن ، فتلقطهم ، فإذاً صاروا في حوصلتها صهلت وصهلوا بها ، وشهقت وشهقوا بها ، وزفرت وزفروا بها ، فينطقون بألسنة ذلقة طلقة : ربّنا بما أوجبت لنا النّار قبل عبدة الأوثان ؟ فيأتيهم الجواب عن اللَّه عزّ وجلّ : إنّ مَنْ علم ليس كمَنْ لا يعلم » . يعنى ، رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : « در روز قيامت ، فاطمه عليها السلام با گروهى از زنان درمىآيد . عرض مىكنند : داخل‌شو در بهشت . فرمايد : داخل نمىشوم ، چند كه بدانم با فرزند من بعد از من چه صنعت كردند . مىگويند : نگران شو در قلب قيامت . چون نظر مىافكند ، حسين عليه السلام را مىنگرد كه بر پاى ايستاده . فريادى سخت برمىآورد ومن نيز از فرياد أو صيحه مىزنم وفريشتگان از فرياد ما به ناله وفرياد درمىآيند وخشم خداوند قادر قهار جنبش مىكند وفرمان مىدهد آتشى را كه هب هب نام دارد وهزار سأله اعداد يافته ونيرو گرفته وهرگز با رفق آشنا نگشته وهرگز غم از وى بيرون نشده ، اورا فرمان درمىرسد كه : مأخوذ دار قاتلان حسين را وآنان كه قرآن را از پس پشت انداختند وضايع گذاشتند . پس برمىچيند ايشان را ودر چينه دان خويش مىافكند وبانگ بر ايشان مىزند وايشان فرياد بر أو مىزنند . زفره بر ايشان مىكشد وايشان زفره بر أو مىكشند . پس آغاز سخن مىكنند با طلاقت لسان وزلاقت بيان . عرض مىكنند : اى پروردگار ما ! از چه روى واجب ساختى بر ما آتش را از آن پيش كه بت پرستان را به دوزخ درافكنى ؟ از حضرت خداوند پاسخ آيد كه : كيفر عالمان أشد است از جاهلان وديگران . » سپهر ، ناسخ التواريخ فاطمة الزهراء عليها السلام ، 4 / 212 - 213 در كتاب ثواب الأعمال از أمير المؤمنين علي عليه السلام مروى است :