قال أبو جعفر الباقر عليه السلام : لا يبقى في النّاس حينئذ إلّاشاكّ أو كافر أو منافق .
ثمّ إنّ فاطمة تأخذ قميص الحسين ملطّخاً بالدّم ، وتقول : إلهي ! احكم بيني وبين من قتل ولدي ، ثمّ تسأل ربّها أن يريها الحسين ، فيقال لها : انظري في قلب القيامة فترى الحسين قائماً مقطوع الرّأس ، فإذا رأته صرخت وولولت وصاحت : وا ثمرة فؤاداه ، فتصعق الملائكة لصيحتها ، وينادي أهل الموقف : قتل اللَّه قاتل ولدكِ ، فيقول اللَّه : أفعل به وبأحبّائه وشيعته . المقرّم ، وفاة الصّدّيقة الزّهراء عليها السلام ، / 39 - 40
هامش
- عنقاً من النّار ، فتخرج من جهنم ، فتلتقط قتلة الحسين بن عليّ كما يلتقط الطّير الحبّ ، ثمّ يعود العنق بهم إلى النّار ، فيعذّبون فيها بأنواع العذاب ، ثمّ تركب فاطمة نجيبها حتّى تدخل الجنّة ومعها الملائكة المشيِّعون لها وذرّيّتها بين يديها ، وأولياءها من النّاس عن يمينها وشمالها » .
مىفرمايد : « خداوند در روز قيامت خلق اولين وآخرين را در يك زمين انجمن مىفرمايد ومنادى ندا درمىدهد كه : چشم هاى خود را فرو خوابانيد وسرهاى خود را به زير افكنيد تا فاطمه دختر محمد بر صراط عبور دهد . پس مردمان چشمها فرو بندند وفاطمه درمىآيد وأو بر شترى از شترهاى بهشت سوار است وهفتاد هزار فريشته به مشايعت أو ملازمت دارند . پس فاطمه در موقفي شريف از مواقف قيامت فرود مىآيد از شتر خويش وپيراهن حسين عليه السلام را به دست مىكند كه با خون حسين عليه السلام آهار يافته وعرض مىكند كه : اى پروردگار من ! اين پيراهن فرزند من است ، وتو مىدانى با أو چه صنعت كرده اند . اين هنگام از حضرت خداوند قادر قهار ندا درمىرسد كه : اىفاطمه ! از براي توست در نزد من أجابت مسألت تو ، چند كه راضى شوى . عرض مىكند : اى پروردگار من ! مرا نصرت كن در مكافات قاتل فرزند من . پس خداوند فرمان مىكند تا گروهى از نار از دوزخ بيرون مىشوند وبرمىچينند قاتلان حسين را چنان كه مرغ دانه را . وايشان را با خود به جهنم درمىبرند وبه گوناگون عذاب آسيب مىزنند . اين هنگام فاطمه بر شتر خويش سوار مىشود وبه جنت درمىآيد وفريشتگان در مشايعت اويند وذريت أو در پيش روى أو ودوستان أو در يمين وشمال آن حضرتند . »
سپهر ، ناسخ التواريخ فاطمة الزهراء عليها السلام ، 4 / 215 - 216