جامههاى يكسانى از پارچههاى زربفت به تن داشتند به خدمت مشغول بودند و غذاها را مىآوردند .
براى تزار تعدادى نانهاى بزرگ آوردند كه او شخصا آنها را قطعهقطعه كرد و ميان ما به ترتيبى كه نشسته بوديم توزيع نمود در حالىكه جملهاى مىگفت كه معنيش چنين بود : « فرمانرواى بسيار نيرومند و توانا بوريس فدورويچ از راه لطف نان خودش را با تو تقسيم مىكند . »
پس از آن سيصد قاب و كاسه از طلا آوردند كه از غذاها و مشروبات گوناگون انباشته شده بود . قريب پنج ساعت بر سر ميز صرف شد . دويست نفر از آلمانيها نيز در همين تالار ناهار صرف كردند اما به آنها به همين شكل غذا داده نمىشد . هيچكدام از آنها به ما نزديك نشد و جرأت نداشت با ما حرفى بزند زيرا مسكوىها با كمال دقت مراقب آنها بودند .
پس از غذا ما را با همان مراسم و ترتيبات كه آورده بودند به محل اقامتمان بازگرداندند . وقتى به منزل رسيديم باز مشروبات گوناگون بما دادند .
روز 2 اوت تزار سالروز تولدش را جشن مىگرفت و به اين مناسبت دويست نفر را پيش ما فرستاد كه هركدام مقدارى خوراكى و مخصوصا ماهىهاى مختلف حمل مىكردند زيرا آن روز براى مسكوىها از روزهاى پرهيز بود و گوشت نمىخوردند .
ايتر پرسيكوم ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: ژرژ تكتاندر فن دريابل
ص٧٩