در آنوقت تقاضا كردم كه اجازه داده شود من هم سفرم را نيمساعت به تأخير اندازم تا بتوانم نامهاى بحضور عالى بنويسم و گزارش آنچه را برايم پيش آمده است بعرض برسانم اما فقط پس از آنكه خدمتگار مخصوص صدر اعظم رفت و اجازهء لازم را آورد توانستم به نوشتن نامه بپردازم .
من از اين پيشنهاد صدر اعظم كمى ناراحت شدم زيرا قرار بود نامه بر من فقط تا پولوتزكا برود . پس از مشورت و مطالعهء كافى گمان مىكنم بهترين راه اين بود كه نامه برمن نامهء تزار و نامههاى مرا شخصا تا پراگ ببرد و او قبول كرد كه اين كار را انجام دهد و در مقابل من دو شرط زير را بپذيرم و تعهد كنم :
اول اينكه من بوسيلهء سفير پاپ در لهستان اقدامى به عمل آورم كه او از پرداخت عوارض « يك سىام » معاف شود . زيرا او به بازرگانى مىپردازد و گاهبگاه براى خريدهائى به ريگا « 1 » مىرود . از آنجا كه ناگزير بودم ، به او وعده دادم كه اين امتياز را برايش بدست آورم و در اين وعده به محبت و خيرخواهى حضرت سفير پاپ كه سنيور بسيار مهربان من هستند مستظهر بودم . اكنون نامهاى در اين مورد براى حضرت سفير پاپ و همچنين نامهاى براى حضرت اسقف كراكوى ، برنارد ماسيئويوس « 2 » كه اغلب نسبت به من اظهار لطف و عنايت و محبت داشته است خواهم نوشت .
هامش
( 1 ) -Riga( 2 ) -Bernard Macieovius